تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

.......................................................

........................................................
....................................................... جهانی به وسعت ایران زمین

نتیجه بد خلقی با خانواده

ابن سنان از حضرت صادق (ع) نقل كرده كه آن جناب فرمود: براى حضرت رسول(ص) خبرآوردند كه سعد بن معاذ فوت شده پيامبر(ص) با اصحاب آمده دستوردادند او را غسل دهند ، خودشان كنار درب ايستادند پس از آنكه مراسم غسل و كفن تمام شد او را در سرير گذاشته براى دفن كردن حركت دادند ، در تشييع جنازه او پيامبر(ص) با پاى برهنه بدون ردا حركت مى كرد گاهى طرف چپ و گاهى طرف راست سرير را مى گرفت ، تا نزديك قبرستان و قبر سعد رسيدند حضرت رسول(ص) داخل قبر شد او را در لحد گذاشت با دست مبارك خود لحدش را ساخت و خشت بر آن گذاشت .

مى فرمود: خاك و گل به من بدهيد با گل ، مابين خشت ها را پر مى كرد همينكه لحد را تمام نمود و خاك بر او ريخت تا قبر پر شد فرمود: مى دانم بزودى اين خشت و گل كهنه خواهد شد لكن خداوند دوست دارد هر كارى كه بنده اش انجام میدهد محكم باشد ، در اين هنگام مادر سعد كنار قبر آمد. گفت:( يا سعد هيئا لك الجنة ) سعد بهشت برتوگوارا باد ، رسول اكرم (ص) فرمود: مادر سعد با چنين جزم و يقين از طرف خداوند خبر مده ( سعد از فشار قبر رنج ديد و آزرده شد بدنش را فشارى از قبر گرفت )

حضرت رسول(ص) برگشت ، مردم نيز مراجعت كردند در بازگشت عرض كردند يا رسول الله(ص)  عملى با سعد كردى كه نسبت بديگرى سابقه نداشت با پاى برهنه بدون ردا جنازه اش را تشييع فرمودى گاهى طرف راست و گاهى طرف چپ جنازه را میگرفتید ، پیامبرفرمود: ملائكه هم عارى از ردا و كفش بودند به آنها اقتدا كردم چون دستم در دست جبرئيل بود هر طرف را كه او مى گرفت من هم مى گرفتم عرض كردند يا رسول الله (ص) بر جنازه اش نماز خواندى و او را بدست مبارك در لحد گذاشتى قبرش را با دست خود درست كردى باز مى فرمائى سعد را فشار قبر فراگرفت ، فرمود: آرى سعد مقدارى بدخلقى در ميان خانواده اش داشت ، اين فشار ، از آن سوء خلق بود.

(  جزء ششم بحارالانوار چاپ جديد  ص 220 )

...............................................................................................

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 18 آبان1388

لينك مطلب

زنان در حکومت امام زمان(عج)

 بانوان نیمی تاثیرگذار از جمعیت و جامعه انسانی را تشکیل میدهند ، دراین مجال کوتاه و با اندکی دانش ، نمیخواهم ظلمهای تاریخی به ایشان را کنکاش کنم ، اما درنگاهی گذرا به اسناد و روایات اسلامی ، نقش وحضور زنان درایام غیبت و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) را اجمالا ، به حول وقوه الهی بررسی مینمائیم.

 نقش زنان در دوران غیبت صغری

در دوران سخت غیبت صغری، در روزهایی که شیعیان پس از دویست و شصت سال با یک آزمایش بزرگ رو به رو بودند و می بایست با غیبت امام خو کنند ، یک زن به عنوان مفزع و پناه معرفی می شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسکری(ع) است ، در این دوره ، اگر چه امام هادی و امام حسن عسکری(ع) زمینه غیبت را از پیش فراهم کرده بودند و شخصیتهای مورد اعتمادی همانند عثمان بن سعید عمری و پسرش محمد بن عثمان رابه عنوان وکیل معرفی کرده بودند اما به دلایلی ازموقعیت مادرامام حسن عسکری(ع) معروف به « جدّه » استفاده شد و وی مرجع وپناه شیعه معروف گردید ، ازگفتگوی احمد بن ابراهیم با « حکیمه » دختر امام جواد(ع) برمی آید که پس از گذشت دوسال از رحلت امام حسن عسکری(ع) همچنان بسیاری از کارها به دست مادر بزرگوار امام حسن عسکری(ع) انجام می شده است ، ولی در حقیقت ازطرف حضرت حجة بن الحسن(عج) و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است.

شیخ صدوق( رحمة الله علیه) از احمد بن ابراهیم نقل کرده است که در سال 262 ق. بر حکیمه ، دختر امام جواد(ع) وارد شدم و از پس پرده با وی سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسیدم ، او همه آنها را یکایک شمرد و آنگاه حجة بن الحسن بن علی (ع)  را نیز نام برد...

از او پرسیدم: این فرزند کجاست؟ گفت: در پس پرده غیب است ، گفتم پس شیعه به چه کسی پناه ببرد؟ گفت: به جدّه ، مادر امام حسن عسکری(ع) سپس افزود: این دستور از سوی امام حسن عسکری(ع) و به پیروی از امام حسین(ع)  صورت گرفته است ، زیرا امام حسین(ع) در ظاهر برای حفظ جان فرزندش امام سجاد(ع) به خواهرش زینب کبری(س) وصیت کرد و درنتیجه تا مدتی هرآنچه از امام زین العابدین(ع) صادر می شد به حضرت زینب(س) نسبت داده می شد تا امر پنهان باشد (1) و حساسیت ها نسبت به امام سجاد(ع) کمتر شود ، این امتیاز برای جدّه باقی بود تاآنکه کسانی مانند « عثمان بن سعید » و دیگر سفرا و نایبان خاص امام زمان(عج) در بین شیعیان شناخته شدند و منزلت یافتند.

پس از شهادت امام عسکری(ع) یک بانو، نظر دستگاه خلافت بنی عباس را نسبت به تعقیب امام زمان تغییر داد ، نوشته اند پس از گزارش جعفر کذاب که در خانه امام حسن عسکری(ع) فرزند خردسالی از آن حضرت باقی مانده است ، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگیری صیقل (یکی از کنیزان امام) فرزند خردسال رااز او مطالبه کردند ، او نخست انکار کرد و آنگاه برای اینکه موضوع برای آنها پوشیده ماند گفت من حامله هستم ، از این رو آن کنیز را به دست « أبی الشوارب » قاضی وقت سپردند تا از او مراقبت کند ، در مدتی که صیقل زیرنظر قاضی نگهداری می شد دستگاه خلافت با مرگ عبید بن خاقانی و شورش صاحب الزنج روبه رو شد و صیقل از وضعیت آشفته سود جست و فرار کرد. (2)

 نقش زنان در دوران ظهور

حال سزاوار است بدانیم زنان در حکومت قائم آل محمد(ص) چه می کنند؟ چه کسانی هستند؟ چند نفرند؟ از کجا می آیند و چه مسؤولیتی برعهده دارند؟ براساس برخی ازروایات حضور ونقش این زنان ازنظرزمان وموقعیت ، چهارگونه است:

 الف: حضور پنجاه زن در بین یاران امام(عج)

اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان(عج) می شتابند آنهایند که در آن ایّام می زیسته اند و همانند دیگر یاران امام(عج) به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت امام(عج) می رسند ، در این باره دو روایت وجود دارد:

روایت اول: امّ سلمه ضمن حدیثی درباره علایم ظهور، از پیامبراکرم(ص) روایت کرده است که فرمود:

یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس إلیه کالطّیر الواردة المتفرقة حتّی یجتمع إلیه ثلاث مأة و أربعة عشر رجلاً فیه نسوة فیظهر علی کلّ جبّار و ابن جبّار... (3)

در آن هنگام پناهنده ای به حرم امن الهی پناه می آورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم می برند به سوی او جمع می شوند تا اینکه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد می آیند که برخی از آنان زن می باشند که بر هر جبار و جبار زاده ای پیروز می شود.(4)

 روایت دوم: جابربن یزید جعفی ، ضمن حدیث مفصلی از امام باقر(ع) در بیان برخی نشانه های ظهور نقل کرده که:

و یجیی ء واللّه ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون امراة یجتمعون بمکة علی غیر میعاد قزعا کقزع الخریف یتبع بعضهم و هی الآیة الّتی قال اللّه :« أینما تکونوا یأت بکم اللّه جمیعا إنّ اللّه علی کلّ شی ء قدیر...» (5) 

به خدا سوگند ، سیصد و سیزده نفر می آیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد ، این است معنای آیه شریفه:« هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر می کند ، زیرا او بر هر کاری توانا است ».

 پنجاه زن ، از سیصد و سیزده نفر!

نکته جالب در این دو روایت این است که می فرماید: سیصد و سیزده مرد گرد آیند که پنجاه نفر ایشان زن هستند!در روایتی که نام یاران برشمرده شده ، نام هیچ زنی وجود ندارد(6)

در پاسخ این شبهه می توان گفت: این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند زیرا اولاً امام(ع) میفرماید: « فیهم » یعنی دراین عده ، پنجاه زن می باشد.

دوم: شاید تعبیر مردان بدین سبب باشد که بیشتر این افراد مرد هستند و این کلمه از باب فزونی عدد مردان ، چنین ذکر شده است.

سوم: اگر مقصود همراهی خارج از این عده بود امام می فرمود: « معهم » نه اینکه بفرماید « فیهم » زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده اند و همه یاران و فرماندهان عالی رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسیار بالایی هستند که برخی با ابر جابه جا می شوند و اینها بدون شک با بقیه مردم آن زمان فرق بسیار دارند ، بنابراین اگر بگوییم آنها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند برای آنها رتبه و موقعیت ویژه قائل شده ایم و اگر بگوییم در زمره یاران دیگر حضرت باشند از امتیاز کمتری برخوردارند.

 ب :  زنان آسمانی

دسته دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی عصر(عج) در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسی(ع) به زمین می آیند.

ابوهریره از پیامبراعظم(ص) روایت کرده که:

ینزل عیسی بن مریم علی ثمان ماة رجل و أربع مائة امرأة خیار من علی الأرض و أصلح من مضی.

عیسی بن مریم(ع) به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد.

آیااین زنان ازامتهای پیشین یاامت اسلامی زمان پیامبر(ص) و معصومین(ع) یا از دورانهای مختلف هستند؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده اند و برای عهده داری منصبی در حکومت حضرت می آیند یا برای مسایل دیگر؟ اینها پرسش هایی است که این حدیث از آنها چیزی نمی گوید.

 ج : رجعت زنان

سومین گروه از یاوران حضرت بقیة اللّه (عج) زنانی هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان(عج)  آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود ، این گروه دو دسته اند: برخی با نام و نشان ، از زنده شدنشان خبر داده شده و برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است. در منابع معتبر اسلامی نام سیزده زن یاد می شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد(ص) زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان(عج)  به مداوای مجروحان جنگی و سرپرستی بیماران خواهند پرداخت. طبری در دلائل الامامة ، ازمفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق(ع) فرمود:

همراه قائم (عج) سیزده زن خواهند بود ، گفتم آنها را برای چه کاری می خواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته ، سرپرستی بیماران را به عهده خواهند گرفت ، عرض کردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن ، حبابه والبیه ، سمیه [مادر عمار یاسر] زبیده ام خالد احمسیّه ، ام سعید حنفیه ، صیانه ماشطه ، ام خالد جهنّیه.(7)

« صیانه ماشطه » در زمان حضرت موسی(ع)  می زیسته است و مادر عمار یاسر درابتدای بعثت به شهادت رسید « حبابه » در زمان علی(ع) و « قنواء» در زمان امام حسن و امام حسین(ع) و بقیه در زمان های دیگر زندگی می کرده اند.

این گروه سیزده نفری رجعت خواهند کرد و خداوند برای قدردانی از آنها ، به برکت امام زمان(عج)  آنها را زنده خواهد کرد.

در این روایت امام صادق(ع) از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می کند ، در کتاب خصایص فاطمیّه(8) به نام نسبیه ، دختر « کعبه مازینه » و در کتاب منتخب البصائر به نام « وتیره » و « أحبشیه » اشاره شده است.(9)

 د  :  بانوان منتظر

چهارمین گروه یاوران امام زمان بانوان پرهیزکاری هستند که پیش از ظهور حضرت بقیة اللّه (عج) رحلت کرده اند ، به ایشان گفته می شود: امام تو ظاهر گشته است ، اگر مایلی می توانی حضور داشته باشی ، آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد. رجعت زنان مربوط به گروه خاصی نیست و هر بانویی خود را با خواسته ها و شرایط زندگی در حکومت مهدی آل محمد(ص) تطبیق دهد ممکن است در آینده از رحمت خداوندی بهره مند گشته برای یاری امام زنده شود ، یکی از آن شرایط خواندن دعای «عهد» است که در فرد ، نوعی آمادگی برای پذیرش حکومت آخرین ذخیره الهی ایجاد می کند ، به فرموده امام صادق(ع): هر که چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاوران قائم(عج) ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد...(10)

 انتظار فرج :

یکی از شرایط حضور در حکومت بقیة اللّه(عج)  و توفیق دیدار با آن حضرت انتظار فرج است ، یعنی آمادگی کامل برای پذیرش حکومت حق و آراستن به آنچه که مهدی(عج) می گوید و می خواهد ، انتظار فرج یعنی نفی هرگونه سلطه از بیگانگان و مبارزه با افکار انحرافی و فساد اخلاق و در یک کلام ، انتظار فرج یعنی تسلیم خدا و رسول وبیزاری از دشمنان خدا و پیامبر و ائمه اطهار(ع).

بی سبب نیست که انتظار از بهترین اعمال شمرده شده است ، بلکه فرد منتظرِ دولت مهدی همانند کسی است که در پیش روی رسول خدا شهید گشته و در خون خود غلتیده است و اگر بر همان حالت انتظار از دنیا برود بسان کسی باشد که در خیمه مهدی فاطمه (س) می باشد.

ابوبصیر از امام صادق(ع)  روایت کرده که آن حضرت روزی فرمود:

آیا شما را خبر ندهم به چیزی که خداوند عملی را بدون آن از بندگانش قبول نمی کند؟ گفتیم: آری. فرمود: شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر(ص)  و اقرار به آنچه که خداوند فرموده ، از دوستی ما و بیزاری از دشمنان و اطاعت و پیروی از ما و نیز داشتن ورع و پرهیزکاری و انتظار کشیدن برای قائم(عج) آنگاه فرمود: بدرستی که برای ما دولتی است ، خداوند آن را هر زمانی که اراده کند برقرار میسازد. سپس افزود: هرکس که دوست دارد از یاران قائم(عج) باشد باید در انتظار به سربرد و خود را به ورع و محاسن اخلاق بیاراید واگر درهمان حال بمیرد برای او اجری همانند کسی استکه آن حضرت را درک کرده باشد.(11)

مستندات در ادامه مطلب .

ادامه ي مطلب ...

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 12 آبان1388

لينك مطلب

السلام علیک یا باب الحوائج یا علی بن موسی الرضا

ولادت هشتمین نور ولایت  و هدایت ، تاج سرشیعیان

آقا و مولای غریبان ، حضرت علی بن موسی الرضا

بر مهربانان عالم ، هزاران هزار خرمن گل محمدی

مبارک باد 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 5 آبان1388

لينك مطلب

حضرت مهدی(عج) و مهدویت در کلام امام رضا (ع)

 

بشارت منجی و ظهور امام مهدی(عج) از همان سالهای اول ظهور اسلام آغاز شد و پیامبرگرامی اسلام(ص) درهرفرصت ومناسبتی که پیش میآمدمردم رابه ظهورعدالت ‏گستر موعود درآخرالزمان بشارت میدادند و آنها را ازنسل و تبار، تولد وغیبت ، ویژگیهای ظاهری ، نشانه‏های ظهور، شاخصه‏های قیام رهایی‏بخش و مؤلفه‏های حکومت جهانی آن حضرت آگاه میساختند تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه ‏ایم. (1)

این سنت ، پس ازرحلت نبی مکرم اسلام(ص) در میان اهل بیت طاهرین(ع) او استمرار یافت و هر یک از ایشان نیز در عصر خود تلاش کردند که مهدویت و فرهنگ انتظار را درمیان امت اسلامی زنده و پویا نگهدارند و بدین طریق پیروان خود را در برابر هجوم مصائب ، رنجها ، دردها و بلاهای گوناگونی که از سوی حاکمان جور بر آنها روا داشته می ‏شد ،  صبر و پایداری بخشند.

حرکت رو به گسترش معارف مهدوی در زمان امام باقر وامام صادق(ع) به اوج خود رسید و آن دو امام بزرگوار ضمن تبیین ، تشریح ، پالایش و پیرایش آموزه‏های اسلامی در زمینه‏های مختلف اعتقادی ، اخلاقی و فقهی و تحکیم پایه‏های ایمانی پیروان خود ، تلاش فراوانی برای توسعه و تعمیق اندیشه مهدوی و فرهنگ انتظار در میان شیعیان نمودند و با به جا گذاردن صدها روایت در این زمینه ، این اندیشه و فرهنگ را تازگی و طراوت بیشتری بخشیدند. (2)

پس از این دو امام و پیش از امام حسن عسکری(ع) امامی که بیش از همه بر مواریث شیعی در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار افزود و گنجینه‏های گرانبهایی برای امت اسلام به یادگار گذاشت ، امام رضا(ع) است.

براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(ع)(3) و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحادیث الإمام المهدی(عج)(4) افزون بر 30 روایت از امام رضا(ع) در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها ما را با بعدی از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدی(عج) و قیام رهایی‏ بخش و عدالت‏ گستر آن حضرت آگاه می ‏سازد.

 

الف : خالی نبودن زمین از حجتهای الهی

امام رضا(ع) در مواضع متعددی با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهی و امام به حق ، خالی نمی‏ ماند به طورغیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت می‏ کردند.

از جمله آن حضرت در پاسخ « سلیمان الجعفری » یا « سلیمان بن جعفر الحمیری » که می‏پرسد: آیا زمین از حجت خدا خالی می‏ ماند؟

می‏فرماید: لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها.(5)

اگرزمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن ازحجت خالی بماند ساکنانش را فرو می‏برد.

مضمون این روایت ازسوی تعدادی دیگر از راویان با تغییرات جزیی در عبارت ، نقل شده است.(6)

براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از امامی که حجت خداست خالی نخواهد ماند ، هر چند که در مقاطعی از تاریخ ، این حجت الهی بنابر ضرورتهایی در غیبت به سر برد.

 

ب : نام و نسب امام مهدی(عج)

با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیری از حیرت و سرگردانی شیعه در شناسایی منجی موعود ، امام رضا(ع) در احادیث متعددی ، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش(ع) تا رسول گرامی اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفی سلسله نسب آن امام همام (عج) می ‏پرداختند.

از جمله در یکی از روایتهایی که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرامی اسلام(ص) نقل می ‏کنند ، چنین آمده است:

من سرور آفریده‏های خدای عزّوجلّ هستم ، من از جبرئیل ، میکائیل ، اسرافیل ، حاملان عرش ، همه فرشتگان مقرب خدا ، و پیامبران مرسل خدا برترم ، من صاحب شفاعت و حوض شریف [ کوثر]هستم ، من و علی دو پدر این امتیم ، هر کس که ما را شناخت خدای عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند ، خدای عزّوجلّ را منکر شده است ، دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت ، حسن و حسین ، از [ فرزندان] علی‏اند و از نسل حسین نه امامند که پیروی از آنان پیروی از من و نافرمانی از آنها نافرمانی از من است ، نهمین نفر از این امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدی آنان است. (7)

آن حضرت در روایت دیگری می‏فرماید:

الخلف الصالح من ولد أبی محمدالحسن بن علی و هو صاحب الزمان و هوالمهدی.(8)

آن جانشین صالح از فرزان ابومحمد حسن بن علی است و او صاحب الزمان و مهدی است. (8)

در روایت دیگری امام رضا(ع) پس ازآنکه « دعبل » در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت(ع) می‏خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد می‏کند ، می ‏فرماید:

ای دعبل ، امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است ، همو که در غیبتش انتظار کشیده می‏شود و در ظهورش اطاعت می‏گردد ، اگر از [عمر] دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانی می‏کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود. (9)

در این زمینه احادیث دیگری نیز از آن حضرت نقل شده که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنها نیست.(10)

 

ج : صفات و ویژگیهای امام مهدی(عج)

امام هشتم شیعیان (ع) در موارد متعددی به توصیف ویژگیهای ظاهری و جسمی امام مهدی(عج) پرداخته ‏اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.

از جمله آن حضرت در پاسخ « ریان بن صلت » که می ‏پرسد:

أنت صاحب هذا الأمر؟

آیا صاحب این امر [ حکومت اهل بیت(ع) ] شمایید ؟

می‏فرماید:

من صاحب این امر هستم ، اما آنکه زمین را پر از عدل می‏کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم و چگونه من با این ناتوانی جسمی که می‏بینی می‏توانم او باشم ، به درستی که قائم کسی است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهرمیشود ، او ازچنان قوت بدنی برخورداراست که اگردستش را به سمت بزرگترین درختی که بر روی زمین وجود دارد دراز کند آن را از ریشه برمی‏کند و اگر در بین کوهها فریاد کشد ، صخره‏ها متلاشی می‏شوند ، عصای موسی و خاتم سلیمان ، که بر آنها درود باد ، با اوست و او چهارمین فرزند من است ، خداوند او را تا زمانی که بخواهد در پوشش خود غایب میسازد ، سپس او را آشکار می‏ سازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه [ پیش از آن] از جور و ستم پر شده بود. (11)

همچنین آن حضرت در پاسخ « ابی صلت هروی » که می ‏پرسد:

ما علامات القائم  منکم إذا خرج ؟

نشانه‏های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟

می‏فرماید:

نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد ، تا آنجا که وقتی کسی او را مشاهده می‏کند گمان می‏ برد که چهل سال یا کمتر سن دارد ، به درستی که از نشانه‏ های او این است که گذرشب و روز او را پیر و سالخورده نمیسازد تا زمانی که اجل او فرا رسد. (12)

آن حضرت در روایت دیگری به توصیف جمال نورانی امام دوازدهم پرداخته می ‏فرماید:

پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم ، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است ، بر او انوار نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی می‏گیرد. (13)

 

د : غیبت و نهان زیستی امام مهدی(عج)

امام رضا(ع) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش‏بینی و شیعیان را برای برخورد با این پدیده آماده نموده است ، در یکی از روایاتی که « حسن بن علی بن فضال » از آن حضرت نقل کرده ، در این زمینه چنین می ‏خوانیم:

کأنّی بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدی ...... فی عنقه بیعة إذا قام بالسیف.(14)

گویا شیعیان را می‏بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من (15) مانند گوسفندانی که به دنبال چوپان خود می‏گردند سرگردانند و او را نمی‏یابند ، گفتم: چرا این‏گونه است ای پسر رسول خدا؟ فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است ، پرسیدم: چرا؟ فرمود: برای اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد. 

آن حضرت در روایت دیگری به نقل از رسول گرامی اسلام (ص) می ‏فرمایند:

همچنین امام هشتم شیعیان(ع) در زمینه غیبت آخرین امام ، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم (ص) چنین روایت می ‏کند  :

سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید [ امام ] قائم از فرزندان من ، براساس پیمانی که ازجانب من برعهده اوست ، از دیده‏ها پنهان می‏شود تا آنجا که بیشترمردم می‏گویند: خدا نیازی به خاندان محمد ندارد و گروهی دیگر در ولادت او شک می‏کنند ، پس هر کس زمان او را دریابد بایستی به دین او درآویزد و به واسطه شک خود برای شیطان راهی به سوی خود باز نسازد ، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد ، به درستی که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولیّ) کسانی که ایمان ندارند ، قرار داده است. (16)

 

ه :  فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(ع)

موضوع دیگری که در زمینه باور مهدوی در کلام امام رضا(ع) یافت می‏شود موضوع « انتظار فرج » یا چشم به راه گشایش بودن است ، آن حضرت در روایات متعددی به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده‏اند ، از جمله در روایتی خطاب به « حسن بن جهم » که از ایشان در مورد « فرج » می‏ پرسد ، می ‏فرماید:

أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدری إلاّ أن تعلّمنی ، فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.(17)

آیا می‏دانی که انتظار فرج [ جزیی ] از فرج است؟ گفتم: نمی‏دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید ، فرمود: آری انتظار فرج ، جزیی از فرج است. (17)

در روایت دیگری نیز می‏ فرماید:

... آیا هیچیک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند ، نفقه خانواده‏اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود مانند کسی است که به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است و اگرهم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسی است که به همراه  قائم  ما و در خیمه او باشد.... (18)

 

و :  ظهور امام مهدی(ع)

موضوع دیگری که در روایات رضوی به آن پرداخته شده ، موضوع ظهور امام مهدی(عج) و آثار و پیامدهای آن است ، از جمله در روایتی که « حسین بن خالد » آن را نقل می ‏کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که:

یا ابن رسول اللّه‏ و من القائم منکم أهل البیت؟

ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟

می‏فرماید:

چهارمین از فرزندان من ، فرزند سرور کنیزان ، کسی است که خداوند به واسطه وی زمین را از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پیراسته می‏سازد و او کسی است که مردم در ولادتش شک می‏کنند و او کسی است که پیش از خروجش غیبت می‏کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگری ستم نکند واو کسی است که زمین برای او درهم پیچیده می‏شود و سایه‏ای برای او نباشد و او کسی است که از آسمان ندا کننده‏ای او را به نام ندا کند و به وی دعوت نماید به گونه ‏ای که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند ، می‏گوید: « آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروی کنید که حق با او و در اوست » و این همان سخن خدای تعالی است که فرمود: « اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتی نازل می‏کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند » (19) و (20)

 

ز : دعا به امام مهدی(عج)

میان امام رضا(ع) و امام مهدی(عج) آنچنان پیوند قلبی وجود داشته که آن حضرت از سالها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیانهای متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است ، در یکی از این دعاها چنین می‏خوانیم:

أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک علی ولیّک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شی‏ء قدیر.(21)

خداوندا[امور] بنده و جانشین‏ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردی ، او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح ‏القدس از جانب خودت یاری کن ، در پشت سر و پیش روی نگهبانانی قرار ده که او را از بدی درامان دارند ، بیم و نگرانی او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسی را برای تو شریک نگیرد ، هیچیک از آفریدگانت را بر ولیّ‏ات مسلط مساز، اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده ، چرا که تو بر همه چیز توانایی. ( اللهم عجل لولیک الفرج ) - مستندات در ادامه مطلب آورده شده است .

.........................................................................................................................................................................

ادامه ي مطلب ...

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 5 آبان1388

لينك مطلب

نتیجه دلسوزی بر خویشان

 

وقتى كه حضرت يونس(ع ) براثر ترك اولى ، از كشتى به دريا انداخته شد و در دهان ماهى قرار گرفت ( چنانكه در سوره صافات آيه 149 آمده ) ماهى او را در هفت دريا گرداند تا رسيد به درياى (مسجور) كه قارون( سرمايه دار مغرور زمان موسى (ع) كه پسرعمو يا عموی پسرخاله موسى بود) در آن دريا عذاب میشد ، ناگهان زمزمه اى شنيد ، ازفرشته مامورعذاب پرسيد: اين زمزمه چيست ؟ گفت:اين زمزمه حضرت يونس ‍ دردل ماهى (نهنگ ) است ، قارون از فرشته اجازه خواست تا با يونس ملاقات كند ، فرشته اجازه داد ، قارون خود را كنار آن ماهى رساند و از يونس پرسيد : از موسى (ع ) چه خبر؟

يونس فرمود : موسى (ع ) از دنيا رفت .

قارون از شنيدن اين خبر، دلش سوخت و گريه كرد ، سپس پرسيد از هارون (برادر موسى) چه خبر؟ فرمود: او نيزازدنيا رفت ، قارون باز دلش ‍ سوخت و گريه كرد ، سپس پرسيد از خواهر موسى (كلثم ) كه نامزد او بود ، چه خبر؟ يونس فرمود: او هم مرد ، قارون در اينجا بسيار گريه كرد و ناله اش به گريه بلند شد.

خداوند به آن فرشته مامورعذاب قارون وحى كرد: عذاب را در باقيمانده دنيا از قارون بردار، چرا كه او نسبت به خويشانش رقت و دلسوزى كرد.

(ارفع عنه العذاب بقية الدنيا لرقته على قرابته (تفسير برهان ج 2 ص 203) اين حديث دربحارطبع جديد ج 13 ص 253 و تفسير قمى ص 294 نيز آمده است)

.....................................................................

 

سخن چین چه می کند؟

شخصى غلامى را فروخت ، به مشترى گوشزد كرد كه اين غلام فقط يك عيب دارد و آن عيب سخن چينى است ، مشترى با همين عيب به معامله راضى شده او را خريد ، مدتى غلام در خانه صاحب جديد خود ماند ، روزى به زن او گفت شوهرت به تو علاقه اى ندارد و خيال ازدواج مجدد كرده ، اگر بخواهى از اين فكر منصرف شود بايد بوسيله تيغ ، مقدارى از موى زير گلويش را بياورى تا دعائى بر آن بخوانم كه قلبش به او متمايل نشود.

همان روز به شوهرش گفت زنت رفيق دارد و با او خوشگذرانى ميكند در فكر كشتن تو افتاده امشب خود را بخواب بزن تا حقيقت بر تو كشف گردد ، آن شب مرد ظاهرا خود را خوابيده نشان داد ، نيمه شب متوجه شد زنش ‍ تيغى در دست گرفته بطرف او ميآيد ، خيال كرد براى كشتنش آماده شده ، ناگهان از جاى حركت كرد و با او درآويخت ، بالاخره زن خود را كشت ، بستگان زن از داستان مطلع شدند و با شوهر به نزاع و جدال پرداختند ، كم كم بين دو قبيله زن و شوهر آتش زد و خورد افروخته شد.

( سفينه ج 2 ص 613 نفحه اليمن ص 49 )

....................................................................

از شیطان بشنوید

حضرت نوح (ع ) هنگامى كه كشتى را درست كرد و در آن انواع حيوانات را جاى داد ، الاغ در خارج كشتى ماند ، هر چه نوح او را به سوار شدن در كشتى وادار مى كرد سوار نميشد ، بالاخره خشمگين شده گفت ( اركب يا شيطان ) سوار شو اى  شيطان .

شيطان اين سخن را شنيد ، خود را در پى الاغ آويزان نموده داخل كشتى شد حضرت نوح خيال ميكرد سوار نشده ، همينكه كشتى به حركت در آمده مقدارى بر روى آب سير كرد چشم نوح به شيطان افتاد كه در صدر كشتى نشسته پرسيد چه كس بتو اجازه داد؟ گفت تو مگر نگفتى سوار شو اى شيطان ، آنگاه گفت اى نوح تو بر من حقى دارى و نيكى درباره من كرده اى ميخواهم آنرا جبران نمايم ، نوح پرسيد آن خدمت چه بوده؟ در پاسخ گفت: تو دعا كردى قومت بيك ساعت هلاك شدند ، اگر اين كار را نميكردى من حيران بودم به چه وسيله آنها را منحرف و گمراه كنم ، از اين زحمت مرا راحت كردى .

حضرت نوح(ع)  دانست شيطان او را سرزنش ميكند ، شروع بگريه نمود ، بعد ازطوفان پانصد سال گريه ميكرد ازاين رو نوح لقب يافت ، پيش از آن عبدالجبار نام داشت .

خداوند به او وحى كرد كه سخن شيطان را گوش كن ، نوح به شيطان گفت آنچه ميخواستى بگوئى بگو ، گفت : از چند خصلت ترا نهى مى كنم ، اول : اينكه از كبر پرهيزكن ، زيرا اول گناهي كه نسبت بخداوند انجام شد ، کبربود ، اگر دستورخداوند را انجام داده و سجده کرده و تكبر نميكردم ، مرا از عالم ملكوت خارج نمي كردند ، دوم : از حرص دورى گزين ، زيرا خداوند تمام بهشت را براى پدرت آدم مباح گردانيد ، از يك درخت او را نهى كرد ، حرص آدم را واداشت تا از آن درخت خورد و ديد آنچه بايد بييند.

سوم : هيچگاه با زن بيگانه و اجنبى خلوت مكن ، مگر اينكه شخص ثالثى با شما باشد ، اگر بدون كسى ، خلوت كنى من در آنجا حاضر میشوم ، آنقدر وسوسه مى نمايم تا به زنا وادارت كنم ، خداوند به نوح وحى كرد كه گفته شيطان را قبول كن.

( انوار نعمانيه ص 81 )

....................................................................

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 25 مهر1388

لينك مطلب

مزد هدایت کردن دیگران

امام صادق (ع ) در ضمن حديث طولانى فرمود: در ميان بنى اسرائيل ، روزى شيطان ، عابدى را گول زد به طورى كه او را واداشت كه به در خانه يك زن بدكاره اى رفت تا با او زنا كند.

آن زن به او گفت : ترك گناه آسانتر از درخواست توبه است ، وانگهى چنين نيست كه هرتوبه اى قبول شود (همين دو كلمه باعث شد كه آن ) عابد از تصميم خود منصرف شد ، و اتفاقا همان شب ، آن زن بدكاره مرد ، وقتى كه صبح شد ديدند بر بالاى در خانه او نوشته شده : ( احضروا فلانه فانها من اهل الجنة ) (حاضر بشويد به خانه فلان زن  (و جنازه او را برداريد) او اهل بهشت است )

مردم درشك و ترديد قرارگرفتند و سه روزجنازه او را از روى شك برنداشتند ، خداوند به پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل كه همان موسى(ع) بود  وحى كرد كه كنار جنازه آن زن برو و برآن نماز بخوان و به مردم دستور بده بر جنازه او نماز بخوانند ، من اورا بخشيدم ، و بهشت را بر او واجب نمودم ، به خاطراينكه یکی از بنده های مرا از گناه و آلودگى ، منصرف ساخت.

( وسائل الشيعه ج 11 ط جديد ص 406)


توبه واقعی

جابربن عبدالله انصارى گويد: شخصى بيابانى درمدينه به مسجد پيامبر(ص) آمد و عرض كرد: خدايا من از تو طلب آمرزش و توبه مى كنم ، سپس ‍ مشغول نماز شد ، پس ازنمازحضرت على(ع ) به اوفرمود: سرعت زبان تنها به استغفار ، توبه دروغگويانست ، توبه اين چنينى ، خود  نياز به  توبه دارد.

او عرض كرد: توبه حقيقى چگونه است ؟ على (ع ) فرمود: توبه اسمى است كه داراى شش شاخه است. 1- پشيمانى از گناهان گذشته. 2 - انجام واجبات از دست رفته. (قضا) 3 - حقوق مردم را به آنها رد كردن. 4 - ذوب كردن گوشت بدن در راه اطاعت ، همانگونه كه در راه گناه روئيده شده بود. 5 - چشاندن رنج و سختى اطاعت به جان ، همانگونه كه شيرينى گناه را به جان مى چشاندى. 6 - گريه عوض همه خنده هائى كه كرده اى.

تفسير روح البيان برسوى ج 8 ص 315 ( ناگفته نماند كه اين شرائط ، شرائط توبه كامل است ، ولى توبه در مرحله پائين به پشيمانى از گناهان قبل و تصميم بر عدم گناه بعد و اداى حق الله و حق الناس ، حاصل مى شود )


ابوذر در فکر آخرت

روزى مهمانى بر ابوذر وارد شد ، ابوذر به او گفت معذرت مى خواهم كه من بر اثر گرفتارى نمى توانم شخصا از تو پذيرائى كنم ، ولى چند شتر در فلان نقطه دارم ، قبول زحمت كن بهترين آنها را بياور( تا براى تو قربانى كنم ) ميهمان رفت شتر لاغرى با خود آورد ، ابوذر به او گفت : به من خيانت كردى چرا چنين شترى آوردى ؟

او در پاسخ گفت : من فكر كردم روزى به شترهاى ديگر نيازمند خواهى شد.

ابوذرگفت: روزنيازمن زمانى است كه مرا در قبر میگذارند ، از طرفى خداوند درقرآن میفرمايد : لن تنالوالبرحتى تنفقوا مما تحبون : هرگزبه حقيقت نيكوكارى نمیرسيد مگراينكه ازآنچه دوست میداريد درراه خدا اتفاق كنيد.

( مجمع البيان ج 2 ص 74)

.......................................................................

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 13 مهر1388

لينك مطلب

این مطلب ثابت شده است که اگر فردی حقیقتا از عقاب گناه بترسد ، یا اصلا مرتکب نخواهد شد و یا به زودی توبه خواهد نمود ، به این داستان توجه فرمائید.

ابوحمزه ثمالى از حضرت زين العابدين (ع) نقل كرد كه آن جناب فرمود: مردى با زن خود به کشتى نشست ، كشتى دراثرامواج درهم شكسته شد ، ازمسافرين غيراز آن زن ، كسى نجات نيافت و در ميان جزيره اى افتاد.

در آن جزيره مرد راهزنى بود كه ازهيچ معصيتى خود دارى نداشت ، اتفاقا با او روبرو شد ، چشم راهزن به زنى تنها و بى مانع افتاد ، هيچ احتمال نمیداد به اين وضع در جزيره زنى را ببيند ، با تعجب پرسيد تو از آدميانى يا از جنيان ، جواب داد از بنى آدمم ، راهزن بخيال خود وقت را غنيمت شمرده بدون اينكه كلمه اى از او پرسش كند آماده عمل نامشروع گرديد ، دراين هنگام چشمش به آن زن افتاد ديد چنان لرزه اندامش را فراگرفته كه مانند شاخه درخت تكان میخورد ، پرسيد از چه مى ترسى ؟ با سر اشاره به طرف آسمان نموده گفت از خدا مى ترسم ! سئوال كرد آيا تاكنون چنين پيش آمدى برايت رخ داده كه به نامشروع با مردى جمع شوى ، گفت به عزت پروردگارم سوگند هنوز چنين كارى نكرده ام .

ارتعاش مفاصل زن و رنگ پريده اش اثرى شايسته در آن راهزن نمود ، گفت با اينكه تو تاكنون چنين كارى را نكرده اى ، اين بار هم به اجبار من با نارضايتى تن در میدهی اينطورمى ترسى ، به خدا سوگند من از تو سزاوارترم به اين گونه ترسيدن ، ازجا حركت كرده منصرف شد به خانه و خانواده خود برگشت و از گناهان گذشته توبه نمود.

در راه مصادف با راهبى شده مقدارى با هم راه پيمودند ، حرارت آفتاب بر آنها تابيد ، راهب گفت جوان ! خوبست دعا كنى خداوند ما را بوسيله ابرى سايه اندازد كه از حرارت خورشيد آسوده شويم ، جوان با شرمندگى اظهار داشت مرا در نزد خداى كار نيكى نيست كه جرائت تقاضا داشته باشم ، راهب گفت پس من دعا مى كنم تو آمين بگو ، جوان قبول كرد.

راهب دست نياز دراز كرده از خداوند درخواست سايه اى از ابر نمود و راهزن آمين گفت ، سايه ابری پدیدارشد ، به راه خود ادامه دادند ، بيش ازساعتى راه نپيمودند تا برسر يك دو راهى رسيدند ، جوان از يك طرف ، راهب از جاده ديگر از هم جدا شدند ، يك مرتبه راهب توجه كرده ديد ، ابر به همراه جوان میرود ، به او گفت اكنون معلوم شد تو از من بهترى ، دعاى تو مستجاب شد نه من ، بايد داستان خود را بريم شرح دهى ، جوان داستان زن را برايش ‍ تفصيلا بيان كرد.

( فقال غفر لك ما مضى حيث دخلك الخوف ، فانظر كيف تكون فيما تستقبل )

خداوند بواسطه همان ترسي كه ترا فرا گرفت گناهان گذشته ات را آمرزيد اينك متوجه باش در آينده ، خود را از خطا نگهدارى.

( اصول كافى ج 2 ص 70)

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 8 مهر1388

لينك مطلب

امام علي (ع) معرف قرآن حكيم

استحقاق اميرالمؤمنين(ع) براي بررسي ابعاد گوناگون قرآن ، از دو جهت قابل اثبات است:

 1: آن حضرت ازاهلبيت(ع) است و هرآنچه درباره‌ استحقاق آن ذاتهای مقدس براي تحليل قرآن و معارف آن رسيده است ، شامل حضرت علي(ع) نيز میشود.

2: روايات ويژهاي درباره‌ صلاحيت شخص حضرت علي(ع) رسيده است.

اهلبيت (ع) تنها معرفان و شناسانند گان  قرآن کریم به اهل عالمند

يكي از ادله اولويت تعييني اهل بيت (ع) واستحقاق حتمي آنها براي بيان علوم و مفاهيم قرآني ، گذشته از حديث ثقلين كه سنّي و شيعه به سند و متن آن اعتقاد دارند سخنان حضرت علي(ع) در باره‌ عظمت اهل بيت عصمت(ع) است ، چنان كه آن حضرت در نهجالبلاغه فرمود:

« هُم مَوضِعُ سِرّه ولَجَأ أَمره وعَيبَه‌ي عِلمه وموئل حِكَمِهِ وكُهوفُ كتبه وجبال دينه بهم أَقام انحناء ظهره وأَذهب ارتعاد فرائصه » (1)

« آنها مواضع اسرارخدايند و ملجا فرمانش ، ظرف علم اويند و مرجع احكامش ، پناهگاه كتابهاي اوهستند و كوه‌هاي استواردين او ، به وسيله آنان ، خميدگي پشت دين راست نمود و لرزشهاي وجود آن را از ميان برد. »

« لا يقاس بآل محمّد(ص) من هذه الأُمه‌ي أحَدٌ و لايُسوّي بهم مَن جَرَتْ نعمتهم عليه أَبداً. هُم أَساس الدّين و عماد اليقين... ولهم خصائص؛ حقالولايه‌ وفيهم الوصيه‌ والوراثه‌» (2) 

احدي ازاين امت را با آل محمد(ص) مقايسه نتوان كرد ، آنان كه ريزه ‌خوارخوان نعمت آل محمدند(ص)  با آنان برابر نخواهند بود ، آنها اساس دينند و اركان يقين ، ويژگي‌هاي ولايت و حكومت از آن آنهاست و وصيّت پيامبر(ص) و وراثت او ، در ميان آنان.

« بنا يُستَعطي الهُدي ويُستَجلي العَمَي » (3) و « فيهم كرائم القران و هم كنوز الرحمان ، إِن نَطَقوا صَدَقُوا و أِن صَمَتُوا لم يُسبَقوا» (4) 

دربارة آنها (اهل بيت(ع)) آيات كريمه‌ قرآن نازل شده است ، اينان گنج‌ هاي علم خداوند رحمانند ، اگر سخن گويند راست گويند ، و اگر سكوت كنند كسي از آنان سبقت نگيرد.

« هم عَيشُ العلم و مَوتُ الجَهل ، يخبركم حلمُهم عن علمِهم و ظاهرهم عن باطنهم وَ صمتُهُم عن حِكمَ منطقهم ، لايخالفون الحق ولا يختلفون فيه ، هم دعائم الإسلام و ولائج الإعتصام ، بهم عاد الحق إِلي نصابه وانزاح الباطل عن مقامه وانقطع لسانه عن مَنبَه‌ ، عَقَلوا الدين عَقلَ وِعايَه‌ و رِعايه‌ لاعقل سَماعٍ و رِوايه‌ ، فإِنّ روا ه‌ العلم كثير و رعاتَه قليل » (5)

( آل محمد(ص)) مايه حيات علم و دانشند و مرگ ناداني ، حلمشان شما را ازعلم و دانش ‌شان آگاه مي ‌سازد و ظاهرشان و باطن‌شان ، سكوت ‌شان از حكمت و منطق ‌شان را مطلع میگرداند ، هرگز با حق مخالفت نمي ‌كنند و در آن اختلاف ندارند ، آنها اركان اسلامند و پناه‌گاه مرمد ، به وسيله‌ آنان حق به نصاب خود رسيد و باطل ريشه ‌كن گرديد ، و زبان باطل از بن بركنده شد ، دين را درك كردند ، دركي توأم با فراگيري و عمل نه تنها شنيدن و نقل كردن! زيرا راويان علم فراوانند و رعايت كنندگان و عمل كنندگان كم!

« أِنّ اللّه تَبارك وتعالي طَهَّرنا وَ عَصَمَنا و جَعَلَنا شهداء علي خلقه و حجباً علي عباده و جَعَلَنا مع القران وَ جعل القرآن مَعَنا لانفارقه ولايفارقنا » (6) و « فأَين تذهبون وأَنّي تؤفكون... وبينكم عِتره‌ي نبيّكم و هم أَزمه‌ي الحق وَ أَعلام الدين وَالسِنه‌ي الصِدق ، فَأَنزِلُوهم بأَحسَنِ مَنازل القرآن ورِدُوهُم وُرُود الهِيمِ العطاش ، أَيّها الناس! خذوها عن خاتم النبيين ( صلي اللّه عليه و آله ) : أَنّه يموت مَن مات منّا وليس بميّت ويَبلي من بَلِيَ منّا وليس ببالٍ » (7) 

خداوند تبارک و تعالی نفس ما (اهل البیت) را مطهر و معصوم گردانده و برای خلقش شاهد و بربندگانش راهنما ئیم و ما را برای قرآن ، و قرآن را با ما قرارداده ، هرگز ازقرآن جدا نیستیم و قرآن هیچگاه از ما جدانخواهد گردید » كجا میرويد؟! رو به كدام طرف مي ‌كنيد؟... در حالي كه عترت پيامبرتان در ميان شما است آنها زمامهاي حقند و پرچمهاي دين و زبانهاي صدق ، آنها را در بهترين جائي كه قرآن را درآن حفظ مي ‌كنيد ( در دلها و قلوب پاك ) و همچون تشنگاني براي سيراب شدن به سرچشمه‌ زلال آنان هجوم آوريد ، اي مردم اين حقيقت را از خاتم الانبيا(ص) بياموزيد كه: هر كس از ما مي ‌ميرد در حقيقت نمرده است و چيزي از ما كهنه نمي ‌شود ، پس آنچه نمي ‌دانيد مگوئيد كه بسياري از حقايق در اموري است كه انكار مي‌ كنيد.

« نحن شجره‌ النبوّه‌ ومحطّ الرساله‌ ومختلف الملائكه‌ ومعادن العلم وينابيع الحِكم » (8) 

ما شجره‌ نبوتيم ، جايگاه رسالت ، و مركز رفت و آمد فرشتگان ، معادن دانش و چشمه ‌سارهاي حكمت‌ها.

« إنّا صنائع ربّنا والناس بعدُ صنائع لنا » (9)

ما ساخته و پرورش يافته و رهين منت پروردگار خويش هستيم ، ولي مردم پرورش يافته و تربيت شده‌ مايند.

فضائل علمي و عملي اهل بيت(ع) بيش از آن است كه در نهج البلاغه گردآوري شده و مجموع آنچه در آن آمده ، به مراتب بيش از آن چيزي است كه نقل كرديم.

خلاصه‌ روايات گذشته

مفاد آنچه كه درباره‌ عظمت اهل بيت (ع) يادآوري شد ، عبارت است از:

1 - خاندان معصوم رسول اكرم (ص) حامل اسرار خدا و صندوق دانش او، و قرارگاه كتابهاي آسماني خدا و سلسله‌ جبال دين اويند.

2 - هيچكس ازامّت اسلامي ، همتاي اهل بيت عصمت (ع) نيست و با آنها سنجيده نمي شود ، آنان پايه‌ دين ، و ستون يقينند.

3 - هدايت به وسيله‌ اهل بيت(ع)عطا میشود و كورباطني انسان ها علاج میگردد.

4 - حقيقت قرآن حكيم و آيات كريمه‌ او درباره‌ آنهاست و رموزآن درآنها مستقر است و اينان ، گنجهاي خداي رحمانند ، اگر سخن بگويند ، در گفتار خود صادقند و اگر ساكت شوند چيزي آنها را به سكوت محكوم نكرده است و مقهور هيچ مقام خارجي نبودهاند بلكه چون خودشان صاحبان سخن و اميران كلامند ، سخن گفتن ، اسير آنان است و در اختيارشان قرار دارد ، هرگاه مصلحت باشد ، سخن مي گويند و هر زماني كه سخن گفتن مصلحت نباشد ، ساكت هستند.

5 - آنها حيات دانشند و علم به كمك آنها زنده است ، درباره‌ حقّ ، نه مخالفند و نه مختلف ، به ياري آنان ، حق به حدّ لازم خود بر میگردد و باطل از جايگاهش بر كنار میشود ، اينان ، دين خدا را عاقلانه در خود جاي میدهند و دستورهاي آن را رعایت مي كنند و به شنيدن و گفتن بسنده نمي كنند.

6 - خدا آنان را از گزند گناه نگاه داشته و شاهدان اعمال بندگان خود قرار داده و آنها را با قرآن قرين و قرآن را با آنها همراه ساخته است ، به گونهاي كه هرگز قرآن را رها نمي كنند و قرآن نيز آنان را رها نمي كند.

7 - هركس كه راهي جز راه خاندان پيامبر(ص) پيمايد ، گمراه است ، زمامداران حق و پرچم هاي دين و زبانهاي صدق ، حقيقت اهل بيت طهارت(ع) است و بايد آنها را به بهترين درجات قرآني منزل داد و همانند دانش پژوهان تشنه كام به كوثر زلال معرفت آنان وارد شد.

8 - اگر به ظاهر،  يكي ار آنان بميرد ، حقيقت ولايت و امامت او زنده است و حقيقت او هيچ گاه فرسوده نمي شود.

9 - اهل بيت طهارت (ع) مخلوق و دست پرورده‌ي خدايند ، ولي ديگران به اين منظور پرورده میشموند كه از بركات و حسنات علمي و عملي آن ذاتهاي نوراني بهره مند شوند.

.....................................................................................

منابع :

1 -  نهج البلاغه ، خطبه‌ 2، بند 11

2 -  همان ، خطبه‌ 2

3 -  نهجالبلاغه ، خطبه‌ 144، بند 4

4 -  همان ، خطبه‌ 154، بند 4

5 -  همان ، خطبه‌ 239، بند 3

6 -  مستدرك نهجالبلاغه ، ص 183

7 -  نهجالبلاغه ، خطبه‌ 87 ، بند 16

8 -  همان ، خطبه‌ 109، بند

9-   نامه‌ 28، بند 11

امام علي (ع) معرّف قرآن حكيم  ، حضرت آيت الله جوادي آملي

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 1 مهر1388

لينك مطلب

حفظ دست آورهای نورانی ماه مبارک رمضان 

در كتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة حدیثی ازامام صادق(ع) آمده است که :

وَاعْتَبِرْ بِخَلْقِ اللّهِ تَعالى بَرِّهِمْ وَفاجِرِهِمْ أَيْنَما مَضَوْا وَاسْئَلِ اللّهَ تَعالى أَنْ يَجْعَلَكَ مِنْ خاصِّ عِبادِهِ وَأَنْ يُلْحِقَكَ بِالْماضينَ مِنْهُمْ وَيَحْشُرَكَ في زُمْرَتِهِمْ ) 

به نيكان و بدان خلق خدا به نظر پند و عبرت بنگر و فكر كن كه كجا رفتند و چه شدند ، عاقبت نيكان به كجا رسيد و عاقبت بدان و بد كاران به كجا كشيد ؟

بر تو هم كه يكى از مخلوقات خدايى ، همان خواهد رفت كه بر آنان رفت ، اگر نيكى ، برتو عاقبت نيك خواهد آمد و اگر زشتى و بد خو و بى ‏ايمانى ، برتو همان خواهد شد كه بربدان وآلودگان روزگاررفت ،كوشش كنیم ازوضع زندگى گذشتگان ، چه نيكان وچه بدان پند گرفته و عبرت ‏آموزیم ، تا پس ازمرگ ، همچو خوبان عالم خوشحال باشیم و چون بدان و بدكاران دچاراندوه و تأسف و حسرت نباشیم  ، اصولاً خداوند بزرگ ، قصدى از بيان سرگذشت خوبان و بدان در قرآن مجيد ، جز پند دادن به آنان كه در دنيا زندگى مى‏كنند ندارد .

لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأِولِي الْأَلْبَابِ ( 1)

براستى در سرگذشت آنان ، عبرتى براى خردمندان است .

آرى ، در دو چهره نيكان روزگار و بدان تاريخ براى اهل خرد درس‏ها و عبرت ها است ، يوسف (ع) براى حكمرانى كه بخواهد اهل عدل باشد درس و عبرت است و فرعون براى كسى كه بخواهد از مسير حق منحرف باشد و به ملتى كه زير دست اوست ستم كند ، پند و درس است و اين دو نمونه ‏اى از نيكان و بدان تاريخ قرآنند كه خداوند هر دو را براى همگان عبرت قرار داده است .

يوسف صديق(ع) در تاريخ بشريت يكى از شخصيت‏هاى ممتاز و كم نظيرى است كه عملاً مكتب تربيت و ارشاد و هدايت را باز كرده است و داستان زندگى آموزنده وى براى عموم طبقات درس سعادت و موفقيت است ، يعنى براى جوانان نورس كه در معرض طغيان غرائز حيوانى و شهوات سركش قرار دارند ، نيكوترين راهنماى ايمان و تقواست كه بر تمايلات حيوانى غلبه كنند و دامن عفت و طهارت خود را از هرگونه آلودگى پاك نگه دارند .

و براى بانوان و دوشيزگان كه ممكن است در مسير آلودگى ‏هاى رسوا كننده واقع شوند ، كامل‏ ترين وسيله پند واندرزاست كه ازعاقبت شرم ‏آورعياشى و هوس ‏رانى بپرهيزند و همواره در پناه ايمان و پرهيزكارى ، طهارت نفس و پاك دامنى خويش را حفظ كنند ، و براى زمامداران دلسوز و خيرخواه ، بهترين برنامه عملى است كه تمام نيروها و امكانات خود را در راه خير و سعادت مردم به كار ببرند و با كمال اخلاص و خضوع ، جامعه را به سوى كمال و خوشبختى  رهبرى  نمايند ، پس تلاش کنیم  در طول سال ، قرآن را با تدبر بیشتر قرائت نمائیم .

قرآن مجيد در سوره يوسف آيه 109 و روم آيه 9 و فاطر آيه 44 و مؤمن آيه 21 و 82 و محمّد آيه 10 به مردم میفرماید : در زمين بگرديد و به عاقبت افراد ، ملت‏ها ، دولت‏ها ، ثروتمندان كه از شما گاهى داراى جمعيت بيشتر و قدرت برتر و ثروت افزون ‏تر بودند فكر كنيد كه با همه قوت و قدرت چه شدند و كجا رفتند و عاقبت مخالفت آنان با حق به كجا كشيد ! آيا در زندگى برنده شدند ؟ يا با كمال وقاحت و رسوايى و شرمسارى بازنده گشتند و در پايان كار به عذاب الهى دچار گشته و نفرت وغضب و لعنت خدا و انبيا و ملائكه و نيكان را براى خود خريدند ؟

آرى ، به فرمان امام به حق ناطق حضرت جعفر بن محمد الصادق (ع) در اوضاع و احوال گذشتگان چه نيكان و چه بد كرداران به ديده عبرت و پند گرفتن بنگر و ازهر دو طايفه ، براى رسيدن به كمال و رشد ، جهت خود درس و پند ساز، سپس

از خداوند مهربان درخواست كن والتماس نما كه اى مهربان مولاى من ،اى كريم و رحيم ، اى دادرس و فريادرس ، اى رئوف به عباد ، اى ياور مستمندان و اميد دردمندان ، مرا ازبندگان شايسته و خا لصت قرارده و به من توفيق ملحق شدن به آن بزرگواران را عنايت كن و چون بميرم ، مرا در زمره ايشان محشور كن كه تو الرحم الراحمينى و گداى بى ‏نوا را از درگاه لطف و كرمت دست خالى و نااميد بر نمى‏ گردانى.

به فرموده امام عاشقان ، تاج عارفان ، اميد بيداران ، روح زنده ‏دلان ، جان جهان و جان جانان ، اميرمؤمنان حضرت امام علی (ع) در دعاى كميل :

لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو ، وَ لِمَا مِنْها أَضِجُّ وَأَبْكِي ، لِأَلِيمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ ، أَمْ لِطُولِ الْبَلاَءِ وَمُدَّتِهِ . فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدائِكَ ، وَجَمَعْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَهْلِ بَلاَئِكَ ، وَفَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيائِكَ ، فَهَبْنِي يَا إِلهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَرَبِّي ، صَبَرْتُ عَلَى عَذابِكَ ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِراقِكَ ؟ (2)

براى كداميك از برنامه هايم به سوى تو شكوه برم و براى كداميك از مسائل و مراحل زندگيم به تو ناله كنم ، براى عذاب دردناكى كه جريمه گناهان است ، يا براى بلاى دائمى كه در قيامت ممكن است گريبانم را بگيرد .

اى مولاى من ! اگر مرا در عذاب فردا با دشمنانت قرار دهى و مرا با صاحبان بلا همنشين كنى وبين من وعاشقان و دوستانت جدايى بيندازى ، من بر تمام اين عذابها و دردها و رنج‏ها صبر مى‏ ورزم ، ولى در فراق تو مرا صبرى نيست .

چه نعمتى از اين بالاتر كه خداوند بزرگ به انسان ايمانى محكم ، عملی صالح ، اخلاقی حسنه ، فكر دورانديش عنايت كند و اين نعمت‏هاى بزرگ و پرارزش را بر انسان تداوم بخشد ، آن گاه در لحظه مرگ آدمى را در زمره انبيا و اوليا و نيكان محشور فرمايد .

(  وَاحْمَدْهُ وَاشْكُرْهُ عَلى ما عَصَمَكَ عَنِ الشَّهَواتِ وَجَنَّبَكَ عَنْ قُبْحِ أَفْعالِ الْمُجْرِمينَ وَغُضَّ بَصَرَكَ عَنِ الشَّهَواتِ وَمَواضِعِ النَّهْيِ )

از اين ‏كه خداوند بزرگ بنابر لطف و عنايت و مهرش ما را از شهوات شكم ، غريزه جنسى ، شهوت مال ، قدرت و ستم ، حفظ كرده و نگذاشته در اين امور به لغزش و عثرت دچار شویم و سعادت دنيا و آخرتمان پايمال نشود ، آن وجود مقدس و عطا كننده فيض اقدس را شكر و حمد كنیم ، گرچه از عهده شکركوچك ترين و كم ‏ترين نعمت او بر نخواهیم آمد .

به وقت بيرون بودن از خانه ، حتما ديده‏ات را ازمورد شهوت و آنچه خداى بزرگ به مصلحت تو نهى فرموده فروپوش كه فرو پوشيدن ديده ، مقدمه كرامت و بزرگوارى و عامل حفظ انسان از خواهش‏هاى بى ‏جاى نفس و افتادن در انواع گناهان و معاصى و كبائر است .

به نامحرمان نگاه مكن ، به صورت هركس ، چه مرد چه زن كه تو را به شهوات حيوانى بكشد ، نظر مينداز .

درراه رفتن ميانه ‏روى را رعايت كن ، نه تند برو و نه كند و در هر قدمى كه بر میداری متوجه و مراقب حكم خدا باش ، فكر كن كه به قدم ديگر نمیرسی ، خداى نخواسته اگر در قدم معصيت باشی و به قدم بعد براى توبه نرسی ، چه مى‏كنی ؟ در هيچ حال از ياد حضرت حق غفلت نكنیم كه مبادا اجل برسد و ما از او غافل باشیم  .

در اسلام از جمله عمل ‏هاى مستحب كه ثوابش ازواجب بيشتر است ، سلام است و مقصود شارع (ص) در هر صورت افشا ى سلام مى ‏باشد كه در حديث آمده :

( عَن ابى جعفر(ع) : ثلاث درجات : إِفْشاءُ السَّلامِ وَإطْعامُ الطَّعامِ وَالصَّلاةُ بِاللَّيْلِ وَالنَّاسُ نِيامٌ (3) 

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: از جمله خصائص مؤمن سه مقام است: افشاء سلام است خواه به بزرگ يا كوچك ، عبد يا آزاد ، و اطعام به مردم ، و نماز خواندن در دل شب ، آن گاه كه همه درخوابند )

راستى كدام لذت از اين برنامه بالاتر است ، به وقتى كه تمام مردم در رختخواب عافيت درخوابند و عبد در پيشگاه حضرت مولا سر ذلت به خاك عبوديت گذاشته و به ياد گناهانش در حال اشك ريختن و مناجات است ( اللهم الرزقنا )

در هر صورت در سلام‏ كردن نسبت به كسى تكبر و بخل مكن كه در حديث آمده :

بخيل ‏ترين مردم كسى است كه در سلام به مردم بخل داشته باشد (4)

خداوند همه ما را موفق به حفظ دست آوردهای رمضان نماید ، یاعلی مددی فرما

................................................................................

منابع  :

(1) ـ  يوسف 12 : 111

(2) ـ  دعاى كميل 

(3) ـ  بحار الأنوار : 71/382 ، باب 23 ، حديث 91 .

(4) ـ  وسائل الشيعة : 7/27 ، باب 2 ، حديث 8616 .

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 23 شهریور1388

لينك مطلب

السلام علیک یا اول مظلوم یا علی بن ابیطالب


سال 40 هجری قمری: ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد كوفه

عبدالرحمن بن ملجم مرادی ، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند ، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی ، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع) معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد  ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.

هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال40 قمری وارد این شهر بزرگ شد.

وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی ، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی ( قطام بنت علقمه ) تحریك و تحریث شده بودند ، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری درمسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (ع) شدند (1) هم چنین قطام ، شخصی به نام ( وردان بن مجالد) را كه از افراد طایفه اش بود ، به یاری آن دو نفر فرستاد.(2)

أشعث بن قیس كندی كه از ناراضیان سپاه امام علی(ع) و از دو چهرگان و منافقان واقعی آن دوران بود ، آنان را راهنمایی ، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود. (3)

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان ، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند ، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است ، این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.(4)

به هر روی ، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم كوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار كرد ، از جمله ، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را كه به رو خوابیده بود ، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد كرد.

هنگامی كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت ، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد ، ولیكن شمشیرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او ، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: ( لله الحكم یا علی ، لا لك و لا لأصحابك ) و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.(5)

حضرت علی(ع) در محراب مسجد افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله ، فزت و ربّ الكعبه ، سوگند به خدای كعبه ، رستگار شدم.(6)

نمازگزاران مسجد كوفه ، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند.

حضرت علی(ع) در حالی كه خون از سر و صورت شریفش جاری بود ، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله (7) این همان وعده ای است كه خداوند متعال و رسول گرامی اش به من داده اند.

حضرت علی(ع) كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت ، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت ، نمازش را نشسته تمام كرد.

روایت شده كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع) زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید ، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند ، وی می گفت: تهدمت و الله اركان الهدی ، و انطمست أعلام التّقی ، و انفصمت العروه الوثقی ، قُتل ابن عمّ المصطفی ، قُتل الوصیّ المجتبی ، قُتل علیّ المرتضی ، قَتَله أشقی الْأشقیاء (8) سوگند به خدا كه اركان هدایت درهم شكست و ستاره های دانش نبوت تاریك و نشانه های پرهیزكاری بر طرف گردید و عروه الوثقای الهی گسیخته شد ، زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد ، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید ، وی را سیاه بخت ترین اشقیاء  [ یعنی ابن ملجم مرادی] به شهادت رسانید.

بدین گونه پیشوایی شایسته ، امامی عادل ، خلیفه ای حق جو ، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص) به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین ، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون ، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) و حضرت زهرا(س) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.

......................................................................................................

منابع :

1- الارشاد(شیخ مفید) ص20، الجوهره فی نسب الامام علی وآله ( البری) ص 112

2 - وقایع الایام (شیخ عباس قمی)  ص 41 ؛  تاریخ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 184

3- الارشادص21؛ وقایع الایام، ص41؛ منتهی الآمال(شیخ عباس قمی) ج1ص 171

4 - منتهی الآمال ، ج1،  ص 172

5 - الارشاد ، ص 23؛ منتهی الآمال ، ج1، ص 172؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله ، ص 113، وقایع الایام ، ص 41

6 - منتهی الآمال ، ج1، ص 174

7 - " "   " "

8 - " "   " "

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 18 شهریور1388

لينك مطلب


درباره وبلاگ

ما چه بدانیم و چه ندانیم ، چه بپذیریم و چه نپذیریم ، جزئی از کل نظام آفرینشیم ، عقل حکم میکند که با تلاش و مساعدت یکدیگر ، برای چند سوال اصلی و اساسی که در تمام انسها مشترک است پاسخ مناسبی بیابیم ، از کجا آمده ایم ؟ برای چه آمده ایم ؟ و سرانجام به کجا خواهیم رفت ؟ البته مفهوم این معانی ، این نیست که حالا تیپ عقل کلها را به خود بگیریم و خیلی خشک باهم رفتار کنیم ، اما درهمه حال باید این سوالها برایمان جدی مطرح باشد ، فقط باکمک یکدیگر ممکنه .....
تازه ترین مطالب momen222
موضوعات
آرشیو
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
مرداد 1387
تیر 1387
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


...

FreeCod Fall Hafez

......

................ نوا

... ساعت

سا

who's online who's online آمار

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان