تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

.......................................................

........................................................
....................................................... جهانی به وسعت ایران زمین
چند داستان کوتاه ، هدیه به سروران گرامی و عزیز
شیعه حقیقی را بشناسید :

جابر جعفی گوید : در حضور امام باقر(ع) بودم ، به من فرمودند ، ای جابر ! آیا کسی که ادعای تشیع می کند ، برای او همین ادعا کافی است که بگوید ، دوستدار خاندان پیامبر(ص) هستم ، سوگند به خدا شیعه مانیست ، مگر کسی که پرهیزکار بوده و از فرمان خدا پیروی کند ، شیعیان ما را با این صفات بشناسید :
1 _ دارای تواضع و خضوع هستند .
2 _ امانت دار می باشند .
3 _ بسیار در یاد خداوند هستند .
4 _ اهل نماز و روزه هستند .
5 _ به پدر و مادر احترام می کنند .
6 _ نسبت به همسایگان مستمند و بدهکار و یتیمان ، مهربان می باشند .
7 _ راست گویند و قرآن میخوانند و زبانشان را در باره مردم جز به نیکی نمی گشایند .
8 _ درهمه چیز برای خویشان خود ، امین و درستکار میباشند .

پرهیزکار باشید ، برای کسب پاداش الهی ، عمل نیکو کنید ، بین خدا و هیچکس خویشاوندی نیست ، محبوبترین بندگان کسی است که پرهیزکارتر و مطیع خداوند باشد ، ای جابر !! سوگند به خدا ، کسی به پیشگاه خداوند تقرب نمی جوید مگر به اطاعت .....
( و به ولایت و دوستی ما ، جز از راه عمل و پرهیزکاری نمی توان رسید )


( اصول کافی ج 2 ص 74 (باب الطاعه و التقوی )
.........................................................................

راز پشت پرده :
مردی از حضرت موسی (ع) درخواست کرد که برای من دعا کن تا خداوند فلان حاجتم را که خودش میداند برآورد ، حضرت موسی (ع) دعا کرد ، پس از دعا ، حیوان درنده ای به آن مرد حمله کرد و گوشت بدنش را خورد و او را کشت ، موسی عرض کرد : خدایا ، راز این حادثه چه بود ؟ خطاب رسید ، ای موسی ، این مرد از من درخواست درجه ای از مقامات کرد و می دانم که او به آن درجه با این اعمالش نمی رسید ، او را گرفتار آن درنده کردم که دیدی ، تا همین گرفتاری را وسیله ای برای رسیدن او ، به آن  درجه نمایم .
آری ، گرفتاریها ، گاهی موجب ازدیاد درجه انسان در پیشگاه خداوند است ، در صورتیکه با صبر و تسلیم ، همراه باشد .
..........................................................................

چرا بعضی دعاها مستجاب نمیشود ؟


روزی ابراهیم ادهم در بازارهای بصره عبور می کرد ، مردم اطرافش را گرفته گفتند ابراهیم ! خداوند در قرآن مجید فرموده ( ادعونی استجب لکم ) مرا بخوانید ، جواب میدهم شما را ، ما او را می خوانیم ولی دعای ما مستجاب نمیشود ، ابراهیم گفت علتش این است که دلهای شما به واسطه  ده  چیز مرده است ( دعایتان صفائی ندارد و دلها پاک و بی آلایش نیست ) پرسیدند آن ده  امر چیست ؟ گفت :
اول : آنکه خدا را شناختید ولی حقش را اداء ننمودید .
دوم : قرآن را تلاوت کردید ولی عمل به آن نکردید .
سوم : ادعای محبت با پیامبر(ص) نمودید ولی با اولادش دشمنی کردید .
چهارم : ادعا کردید با شیطان عداوت دارید ولی در عمل با او موافقت نمودید .
پنجم : میگوئید به بهشت علاقمندید اما برای وارد شدن در بهشت کاری انجام نمیدهید .
ششم : گفتید از آتش جهنم میترسید ولی بدنهای خود را در آن افکندید .
هفتم : به عیب گوئی مردم مشغول شدید و از عیوب خود غافل ماندید .
هشتم : گفتید دنیا را دوست ندارید و ادعای بغض آنرا نمودید ولی با حرص جمعش میکنید .
نهم : اقرار به مرگ دارید ولی خویشتن را مهیا برای آن نمی کنید .
و دهم : مردگان را دفن نمودید اما از آنها عبرت و پند نگرفتید ، این علل ده گانه است که باعث مستجاب نشدن دعاهای شما میشود .
( روضات الجنات )

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 20 آذر1387

لينك مطلب

عاقبت بخیری سه مسلمان تائب

 

زمانى كه مسأله ى جنگ تبوك پيش آمد ، سه نفر از اصحاب پيامبر(ص) به نام كعب بن مالك و مرارة بن ربيع و هلال بن اميه ، از همراه شدن با پيامبر و شركت در جبهه ى حق عليه باطل امتناع كردند ، شركت نكردن آنان علتى جز سستى و عافيت خواهى و تنبلى نبود ، ولى پس از حركت جبهه ى حق از مدينه ، از اينكه همراه رسول الهى و مسلمانان به جنگ با دشمنان خدا نرفتند پشيمان شدند ، وقتى رسول خدا از غزوه تبوك به مدينه باز گشتند ، هر سه نفر خدمت آن حضرت رسيدند و زبان به عذرخواهى و اظهار ندامت گشودند ، ولى پيامبراسلام (ص)  يك كلمه جواب آنان را نداد و به تمام مسلمانان هم فرمان داد تا كسى با آنان حرف نزند ، كار به جايى رسيد كه همسران و فرزندان آنان به پيشگاه رسول خدا شتافتند ، و از حضرت اجازه خواستند كه از آنها فاصله گرفته و جدا شوند !حضرت اجازه ى جدايى و مفارقت ندادند ، ولى فرمودند به آنان نزديك نشويد و از سخن گفتن با آنها خوددارى كنيد .

شهر مدينه بر آنان تنگ شد ، در محاصره ى سختى افتادند ، تا جايى كه مجبور شدند از اين بلاى بزرگ ، و مسأله  كمرشكن ازمدينه فاصله بگيرند و به كوههاى اطراف مدينه پناهنده شوند علاوه بر آن همه مشكلات ، پيشامد ديگرى كه ضربه ى سنگينى به آنان زد اين بود كه كعب مى گويد : در بازار مدينه با غم و اندوه نشسته بودم ، شنيدم فردى مسيحى مرا مى خواهد ، وقتى مرا شناخت ، نامه اى از سلطان غسّان به من داد ، سلطان نوشته بود ، اگر پيامبر تو را از خود رانده به جانب ما حركت كن ، آنچنان ناراحت شدم كه گفتم : خدايا ، كار به جايى رسيده كه دشمنان اسلام در من به طمع افتاده اند !

در هر صورت اقوام آنان براى آنها غذا مى بردند ولى از سخن گفتن با آنها اكيداً خوددارى مى نمودند انتظار آنان از قبول توبه طولانى شد ، از حريم رحمت حق آيه اى يا پيامى كه نشان دهنده ى قبولى توبه ى آنان باشد نرسيد ، مطلبى به نظر يكى از آنان آمد كه به دو نفر ديگر گفت : برادران ، اكنون كه تمام مردم حتى زنان و فرزندانمان با ما رابطه ى خود را بريده اند ، بياييد ما سه نفر هم با يكديگر قطع رابطه كنيم شايد از جانب حق فرجى و گشايشى به كار ما برسد از يكديگر جدا شدند و هر يك به گوشه اى از كوه رفتند ، به درگاه محبوب ناله زدند ، به پيشگاهش اشك ندامت ريختند ، سر به خاك تواضع گذاشتند ، با قلبى شكسته طلب مغفرت نمودند تا پس از پنجاه روز توبه و انابه و سوز و گداز و راز و نياز اين آيه ى شريفه كه سند قبولى توبه ى آنان بود نازل شد :

  وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الاَْرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَن لاَمَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .

 و نيز آن سه نفر كه از جنگ باز ماندند تا جايى كه زمين با همه ى وسعتش بر آنان تنگ شد و جايى در وجود خويش براى خود نمى يافتند ، و دانستند كه پناهگاهى از خدا جز به سوى خدا نيست ، در آن وقت خداوند مهربان آنان را مشمول رحمت خود ساخت و توبه ى آنان را قبول كرد كه خداوند توبه پذير و مهربان است .

 آری برخی جریانات راه را به خوبی نشان می دهد ، در تحلیل کوتاه این داستان واقعی نکات ذیل قابل توجه است .

 1ـ باید در جبهه حق علیه باطل مشارکت کرد و سستی و عافیت طلبی و تنبلی عذر موجه نیست .

2ـ پشیمانی و عذر خواهی که زمینه جبران ندارد براحتی قابل پذیرش نیست و گناهی که حیثیت جمعی دارد ، انزوای اجتماعی  را به دنبال دارد .

3ـ در مواردی منزوی کردن مطلق گنهکار ،  حتی از طرف نزدیکان او از هر مجازاتی سخت تر است و موجب می شود تا گنهکار خود را در ضیق و فشار و تنگنای روحی روانی احساس کند .

4ـ افراد گنهکار اگر بدانند چراغ سبزهای بیگانگان و منحرفان نشانه شدت گناه آنان است در مسیر توبه و باز گشت سرعت می گیرند .

5ـ گنهکار تائب باید بفهمد توبه واقعی وقتی است که انسان از غیر خدا ببرد و تا مدتها به سوی اوگریه و انابه داشته باشد .

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 16 آذر1387

لينك مطلب


درباره وبلاگ

ما چه بدانیم و چه ندانیم ، چه بپذیریم و چه نپذیریم ، جزئی از کل نظام آفرینشیم ، عقل حکم میکند که با تلاش و مساعدت یکدیگر ، برای چند سوال اصلی و اساسی که در تمام انسها مشترک است پاسخ مناسبی بیابیم ، از کجا آمده ایم ؟ برای چه آمده ایم ؟ و سرانجام به کجا خواهیم رفت ؟ البته مفهوم این معانی ، این نیست که حالا تیپ عقل کلها را به خود بگیریم و خیلی خشک باهم رفتار کنیم ، اما درهمه حال باید این سوالها برایمان جدی مطرح باشد ، فقط باکمک یکدیگر ممکنه .....
تازه ترین مطالب momen222
موضوعات
آرشیو
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
مرداد 1387
تیر 1387
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


...

FreeCod Fall Hafez

......

................ نوا

... ساعت

سا

who's online who's online آمار

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان