تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

.......................................................

........................................................
....................................................... جهانی به وسعت ایران زمین

بخوانیم و عبرت بگیریم و عمل کنیم

 حمد و سپاس مخصوص پروردگار یکتا و بی همتاست ، درود وصلوات خداوند بر پیامبرعظیم الشان اسلام (ص) و اهل بیت طاهرینش (ع) و خداوند تعجیل درامر فرج مولایمان نماید .

ضمن آرزوی به روزی و سلامت برای دوستان و سروران گرامی ، تقاضا میکنم از حجم زیاد مطلب نگران نباشید ، به میزانی که فرصت دارید ، با انتخاب عناوین داستانها ، گزیده بخوانید و درفرصتهای بعدی ، بقیه را مطالعه بفرمائید ، امیدوارم که این اندک ، مورد لطف و رضای پروردگار مهربان قرار گیرد ، یاعلی مددی فرما

 

علی (ع) و کاسب بی ادب

در ايامى كه اميرالمؤ منين (ع ) زمامدار كشور اسلام بود اغلب به سركشى بازارها ميرفت و گاهى بمردم تذكراتى ميداد ، روزى از بازار خرما فروشان  گذرميكرد ، دختر بچه اى را ديد گريه ميكند ايستاد و علت گريه اش را پرسش ‍ كرد ، در جواب گفت آقاى من يك درهم داد خرما بخرم از اين كاسب خريدم بمنزل بردم نپسنديدند آورده ام كه پس بدهم قبول نميكند ، حضرت بمرد كاسب فرمود: اين دختربچه خدمتكار است و از خود اختيارى ندارد شما خرما را بگير و پولش را برگردان ، مرد از جا حركت و در مقابل كسبه و رهگذرها با تمام دست بسينه على (ع) زد كه او را از جلو دكان رد كند ، كسانيكه ناظر جريان بودند به او گفتند چه ميكنى ؟ اين اميرالمؤ منين است ، مرد خود را باخت و رنگش زرد شد ،  فورا خرماى بچه را گرفت و پولش را داد .

ثم قال يا اميرالمؤ منين : ارض عنى ، فقال ما ارضانى عنك ان اصلحت امرك .

سپس گفت يا اميرالمؤ منين مرا ببخشيد و از من راضى باشيد حضرت فرمود: چيزيكه مرا از تو راضى ميكند اينستكه روش خود را اصلاح كنى و رعايت اخلاق و ادب را بنمائى  .

  (بحار، جلد 9 ، صفحه 519) 

.........................................................................................................

 ازعلی (ع) بیاموزیم :

صاحب ، در المطالب مينويسد كه على (ع ) در بين راه متوجه زن فقيرى شد كه بچه هاى او از گرسنگى گريه ميكردند و او آنها را به وسائلى مشغول ميكرد و از گريه بازميداشت ، براى آسوده كردن آنها ديگى كه جز آب چيز ديگرى نداشت بر پايه گذاشته بود و در زير آن آتش ميافروخت تا آنها خيال كنند برايشان غذا تهيه ميكند ، بدينوسيله آنها را خوابانيد ، على (ع) پس از مشاهده اين جريان با شتاب بهمراهى قنبر بمنزل رفت ، ظرف خرمائى با انبانى آرد و مقدارى روغن و برنج بر شانه خويش گرفت و بازگشت قنبر تقاضا كرد اجازه دهند او بردارد ولى حضرت راضى نشدند ، وقتى كه بخانه آنزن رسيد اجازه ورود خواست و داخل شد ، مقدارى از برنجها را با روغن در ديگ ريخت و غذاى مطبوعى تهيه كرد ، آنگاه  بچه ها را بيدار نمود و با دست خود از آن غذا بآنها داد تا سير شدند ، على (ع) براى سرگرمى آنها مانند گوسفند  دو دست  و زانوان خود  را برزمین گذاشت و صدای مخصوص گوسفندان را تقلید نمود

( بع بع ) بچه ها نيز ياد گرفتند و از پى آنجناب همين كار را كرده و مى خنديدند ، مدتى آنها را سرگرم داشت تا  ناراحتى قبلى را فراموش كردند و بعد خارج شد .

قنبر گفت اى مولاى من امروز دو چيز مشاهده كردم كه علت يكى را ميدانم سبب دومى بر من آشكار نيست ، اينكه توشه بچه هاى يتيم را خودتان حمل كرديد و اجازه نداديد من شركت كنم ، از جهت نيل به ثواب و پاداش بود  و اما تقليد از گوسفندان را ندانستم براى چه كرديد ؟

فرمود وقتى كه وارد بر اين بچه هاى يتيم شدم از گرسنگى گريه ميكردند ، خواستم وقتى خارج ميشوم هم سير شده باشند و هم بخندند .

( شجره طوبى )

........................................................................................................

قضاوت و عدالت :

عالم جليل آقاى حاج ملا محمد كزازى در قم قضاوت ميكرد حاج ميرزا ابوالفضل زاهدى گفت كه برادر ايشان يكنفر را كشته بود اولياء مقتول پيش ‍ ملا شكايت برده و تقاضاى قضاوت كردند ، ولى شهوديكه براى اثبات ادعاى خويش آوردند كافى نبود از اينرو ادعاى آنها بدرجه اثبات شرعى نرسيد و در حال ركود ماند ، اولياء مقتول از مرافعه دست برداشتند ، ششماه از اين جريان گذشت ، برادر ملا محمد بگمان اينكه خويشاوندان مقتول دست برداشته اند و ديگر از اقرار و اعتراف او زيانى وارد نميشود خصوصا در نظر گرفت كه قاضى برادر من است و قطعا پرده از روى كار برنميدارد ، روزى بر سبيل اتفاق داستان قتل را پيش برادر خود اقرار كرد ، ملا محمد همان ساعت بورثه مقتول اطلاع داد و حكم قصاص درباره برادر خويش ‍ صادر نمود اولياء مقتول حكم آن مرحوم را پيش حاكم و والى برده و درخواست اجرا نمودند ، والى گفته بود از انصاف دور است كه خاطر چنين شخص بى آلايشى را به اندوه قتل برادر مبتلا نمايد ، چنانكه او ديانتش اقتضا كرده و اين حكم را داده ، شما هم جوانمردى كنيد و گذشت نمائيد آنها نيز فتوت كرده ، از قصاص و هم از خونبها گذشتند .

( الكلام يجرالكلام ص 224)

........................................................................................................

شهادت چهل مومن :

سيد نعمت الله جزايرى در كتاب نوادرالاخبار مى نويسد كه برقى ، از بعضى صحابه نقل كرد ، حضرت صادق (ع) فرمود : در ميان بنى اسرائيل عابدى رياكار و متظاهر بود به داود پيغمبر (ع) وحى رسيد كه فلان عابد رياكار است ، پس از چندى ، عابد از دنيا رفت ، داود به جنازه او حاضر نشد ، چهل نفر از بنى اسرائيل اجتماع كرده در موقع تهيه وسائل تد فينش مى گفتند ( اللهم انا لانعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا ) خدايا جز خوبى ، ما از او نديده ايم تو دانائى بواقع امر، خداوند عابد را به همين شهادت آمرزيد ، پس از آنكه دفنش كردند عده ديگرى مساوى عدد اول همان گواهى را دادند ، خداوند به داود وحى كرد : چه وادار كرد تو را بر جنازه عابد حاضر نشدى ؟ عرض كرد  ،  پروردگارا ، سببش اطلاع  من از رياكاريش بود  كه  تو خود  خبردارى ،

خطاب رسيد اى داود ، چهل نفر به خوبى او گواهى دادند من از كردارش ‍ گذشتم و او را عفو نمودم با اينكه از باطنش خبر داشتم .

محدث بزرگوار سيد نعمة الله مى گويد شايد استناد به همين حديث كرده شيخ جليل ، علامه مجلسى صاحب بحارالانوار، استحباب شهادت چهل مؤ من را به نيكى و خوبى دركفن برادر مؤ من خود و من خودم از كسانى بودم كه شهادت بر كفن مولى علامه مجلسى نوشتم در حال حيوة و زندگى ايشان ، در كتاب شرح تهذيب سيد مى گويد ، روز جمعه اى علامه مجلسى در مسجد جامع اصفهان به منبر تشريف برده بودند تا مردم را موعظه نمايند ، ابتدا عقايد خود را راجع به ايمان و توابع آن اعتراف كردند ، سپس گفتند مردم ، اعتقاد من اينست ، خواهش مى كنم آنچه شنيديد برمن و بر كفن من گواهى دهيد ، كفن خودشان را به مسجد آورده بودند ، مردم گواهى خويش رانوشتند .

 (روضات الجنات ص 121)

.......................................................................................................

صبر در تنگدستی :

انس بن مالك گفت : مستمندان مردى را به عنوان پيك خدمت حضرت رسول (ص) فرستادند ، وقتى كه شرفياب شد عرض كرد من از طرف بينوايان پيامى دارم ، حضرت فرمود : مرحبا به تو و دسته اى كه من آنها را دوست دارم  ، عرض كرد ، يا رسول الله فقرا مى گويند ثروتمندان تمام حسنات را برده اند ، به حج مى روند كه ما قادر نيستيم ، اگر مريض شوند زيادى اموال خود را مى فرستند تا برايشان ذخيره باشد ، فرمودند : به بينوايان بگو هر فقيريكه صابر و شكيبا باشد سه امتياز دارد كه ثروتمندان ندارند :

1- در بهشت غرفه ها ايستكه بهشتيان چشم به آنها مى اندازند همانطوريكه مردم ستارگان را تماشا مى كنند وارد آن قصرها نمى شود مگر پيغمبر مستمند  ، يا شهيد  بی مال  و يا مؤ من فقير

2- نصف روز ، قبل از اغنيا  داخل بهشت مى شوند ، كه طول آن نصف روز ،  پانصد سال است .

3- هرگاه ثروتمند بگويد سبحان الله والحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر و فقيرى هم همين ذكر را بگويد ثواب غنى معادل فقير نمى شود اگر چه ده هزار درهم انفاق كند اين سبقت در ساير كارهاى نيك و عبادات محفوظ است ،  پيك بازگشته به آنها خبر داد همه گفتند به اين وضع راضى شديم .

( منتهى الامال ص 332 و اثنى عشريه )

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 1 دی1387

لينك مطلب


درباره وبلاگ

ما چه بدانیم و چه ندانیم ، چه بپذیریم و چه نپذیریم ، جزئی از کل نظام آفرینشیم ، عقل حکم میکند که با تلاش و مساعدت یکدیگر ، برای چند سوال اصلی و اساسی که در تمام انسها مشترک است پاسخ مناسبی بیابیم ، از کجا آمده ایم ؟ برای چه آمده ایم ؟ و سرانجام به کجا خواهیم رفت ؟ البته مفهوم این معانی ، این نیست که حالا تیپ عقل کلها را به خود بگیریم و خیلی خشک باهم رفتار کنیم ، اما درهمه حال باید این سوالها برایمان جدی مطرح باشد ، فقط باکمک یکدیگر ممکنه .....
تازه ترین مطالب momen222
موضوعات
آرشیو
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
مرداد 1387
تیر 1387
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


...

FreeCod Fall Hafez

......

................ نوا

... ساعت

سا

who's online who's online آمار

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان