آشنائی مختصر ، با آئین زردشت
دشمنان اسلام و ایران اسلامی ، برای مخدوش نمودن تاریخ و گذشته ما ، لفظ ( مجوس ) را برای معرفی مسلمانان ایرانی به کار میبرند ، مثل اینکه برای معرفی اعراب مسلمان ، گفته شود بت پرستان زنده بگورکننده دختران ، حال مختصری از آئین زردشتیان را با استناد به کتب معتبر برای جوانترها که شاید با آن خیلی آشنا نباشند ، ذکر مینمایم تا هر وجدان صادقی علت روی آوردن پدران ما به دین مبین و انسان ساز اسلام را ، بیش از پیش بدانند .
نگاهی بر مجوسيت :
ايرانيان قبل از زرتشت ، پيرو ديني بودند كه از آن تعبير به آيين مجوس ميشد ، بعدها شخصي به نام ( زرتشت ) در ميان مجوس قيام كرده و به اصلاح آيين مجوس پرداخت ، مؤلف تاج العروس ميگويد: « مجوس بر وزن صبور مردي بود با گوشهاي كوچك كه براي ملت مجوس ديني وضع كرد و مردم را به آن فرا خواند ، به طوري كه بعضيها گمان كردهاند ، او ( زردشت ) فارسي نيست ، زيرا زردشت بعد از ابراهيم بوده در صورتي كه مجوس دين قديم است و زردشت بعدها آن را تجديد كرده و تغييراتي داده است » [1]
طبق بيان فوق زردشت مصلحي بوده كه در ميان مجوس ظهور كرده و آيين زردشت ، در ادامه و طول آيين مجوس و از شاخههاي آن است كه با گذشت زمان گسترش يافته و جايگزين و تنها قرائت از دين مجوس شده است و امروزه از آن تعبير به دين زردشتي ميشود اين دين سرنوشتي پر فراز و نشيب دارد و چون زماني به شدت مورد حمايت حكومت ساساني بود ، گسترش فراواني يافت ، اما بعد از سقوط اين دولت و ورود اسلام به ايران ، ناگهان فرو ريخت و آثار كتبي و ماندگار چنداني از خود به جا نگذاشت و آنچه از اين آيين به جا مانده ، بسيار پراكنده و مبهم و گاهي نامفهوم است ، با اين همه ميتوان انتقادهاي كلي بر اين آيين را در موارد زير خلاصه كرد.
1 = انحراف از توحيد :
هر چند آيين زرتشت را ميتوان اصالتاً آئیني توحيدي ناميد ، اما گويا بعد از مرگ زرتشت دو گانه پرستي بر اين آيين غلبه كرد و « انديشة توحيد كه زردشت تعليم ميداد نيز دستخوش تغييراتي گرديد» [2] و دو عنصر اهورامزدا و اهريمن ، در اين آيين نمايان شد كه هر كدام به نوعي دعوي خالقيت داشتند ، با استقلالي كه اهريمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه پرستي ، شايسته مؤمنين زرتشت ميشد ، زرتشتيان گمان ميكردند با استناد بديها و شرور به اهريمن به تنزيه و تقديس اهورامزدا پرداختهاند ، ولي نميدانستند كه اين اعتقاد آنان را به شرك نزديك ميكند ، گذشته از انتقادها و ايرادات فلسفي بر وجود دو خالق مستقل ، تفكيك بين مخلوقات اين دو خالق نيز چندان ممكن نيست و شروري را كه عدم مطلق يا عدم نسبي هستند ، نميتوان مخلوق دانست در واقع آيين زردشت با اين ثنويت كه دچار آن شده در تبيين و توضيح مبدأ عالم دچار مغلطه شده و نميتواند تبييني روشن از آغاز جهان و انسان داشته باشند و به سؤال از كجا آمدهايم ، پاسخ روشن و مستدل بدهد.
2 = تقديس آتش :
يكي از نشانههاي زرتشتيان ، تقديس آتش است و در ايران قبل از اسلام آتشكدههاي فراواني وجود داشت كه آثار برخي از آنان تاكنون نيز باقي مانده است ، هر چند زرتشتيان وجوهي را براي تقديس آتش ذكر ميكنند ولي دليلي عقلي و فلسفي براي اين تقديس وجود ندارد و اين افراط غيرعقلاني در تقديس آتش ، باعث شده كه عدهاي آنان را آتش پرست بنامند [3]
3 = ازدواج با محارم :
يكي ديگر از خصوصياتي كه در بيشتر كتابها به زرتشتيان نسبت داده شده ، ازدواج با محارم (يعني خواهر، مادر و دختر) است و در تاريخ نيز به اين امر اشاره شده است كه برخي از پادشاهان و بزرگان زرتشتي با محارم خود ازدواج كردهاند.
« در كتابي كه آن را به ( نيك شاپور) از دانشمندان زمان خسرو اول ، نوشينروان نسبت دادهاند و شرحي از معراج روح است ، چنين آمده است كه در آسمان دوم روانهاي كساني را ديده است كه ( خويتك دس = ازدواج با محارم ) كرده بودند و تا جاويدان آمرزيده شده بودند و در دورترين جاهاي دوزخ ، روان زني را گرفتار عذاب جاوداني ديده ، زيرا كه ( خويتك دس ) را بهم زده است...» [4]
هرچند اين عمل يعني ازدواج با محارم در اصل دين مجوس و آيين اصلاحي زرتشت ، وجود نداشت ، ولي بعدها به اسم دين ، چنان شهرت يافته كه آن را جزو اركان آيين زرتشت به حساب آوردهاند ، چنان كه يعقوبي ميگويد: « ايرانيان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج ميكردند و اين كار را نوعي صله رحم و عبادت ميدانستند » [5]
4 = دفن نكردن مردگان :
زرتشتيان به جاودانگي روح عقيده دارند آنان ميگويند: روان پس از ترك جسم تا روز رستاخيز در عالم برزخ ميماند ، همچنين آنان به صراط ، ميزان اعمال ، بهشت و دوزخ معتقدند [6] با اين همه مانند مؤمنين به ساير اديان الهي مردگان خود را دفن نميكنند ، بلكه اجساد مردگان خويش را در درون دخمه يا برج خاموشان ، قرار ميدهند ، تا خوراك پرندگان گوشتخوار شوند [7] اين عمل كه يكي از نشانههاي بارز زرتشتيان است به دليل افراط در تقديس خاك و آب و آتش ، به وجود آمده است آنان به گمان اين كه دفن مردگان موجب آلودگي خاك ميشود از دفن آنها خودداري ميكنند و بر ناكارآمدي دين خود در ارايه برنامه صحيح زندگاني ، صحّه ميگذارند.
5 = حمايت از نظام طبقاتي :
يكي ديگر از مشخصات آيين زرتشتي حمايت از نظام طبقاتي ميباشد ، در دوره ساسانيان كه دين زرتشتي دين رسمي و مورد حمايت دولت بود ، مردم به طبقات مختلفي تقسيم شده بودند كه هيچ يك نميتوانست از طبقه خود به طبقه بالاتر برود ، و اصول و نظامات طبقاتي به شديدترين وجهي در آن اجرا ميشد ، مسعودي در مروجالذهب مينويسد: « اردشير بن بابك سرسلسلة ساسانيان مردم را هفت طبقه قرار داد » [8] و البته اين قانون اجتماعي از سوي متوليان دين زرتشت يعني موبدان به شدت حمايت ميشد و حتي در مورد آتشكدهها هم مورد اجرا قرارمي گرفت و آتشكدهاي به شاهان و شاهزادگان اختصاص داده ميشد و آتشكده ديگر براي موبدان تعيين ميگشت و آن ديگري به مردم عادي اختصاص مييافت و بدين ترتيب نظام طبقاتي حتي در مسائل مذهبي هم رعايت ميشد و همه اينها ريشه در نژادپرستي و به تعبيري خونپرستي داشت ، زيرا زرتشتيان دوره ساساني اهميت زيادي به پاكي خون خاندانها ميدادند [9]
6 = غيرعقلايي بودن احكام عملي آيين زرتشت :
دركتاب اوستا كه كتاب ديني زرتشتيان به شمار ميآيد ، احكامي بيان شده كه نه تنها غيرعقلايي است بلكه گاهي انجام دادن آنها محال است و امكان وقوعي ندارد ، به طور مثال درباره زني كه بچه مرده به دنيا بياورد ، چنين حكم داده شده كه آن زن بايد به نقطه اي دوردست برده شده و دور از آب و آتش نگهداري شود و تنها بعد از خوردن چندين جام ( گُميز= پيشاب گاو نر) آميخته با خاكستر، ميتواند شير بنوشد ، ولي باز حق نوشيدن آب را تا چندين روز ندارد [10]
همچنين در وند يداد آمده است اگر كسي سگ آبي را بكشد بايد « ده هزار تازيانه با اسپهه ـ اشترا ، ده هزار تازيانه با سرو شوچرن بدو بزنند و بايد اَشَوَنانه و پرهيزگارانه ده هزار بسته هيزم سخت و خشك و پاك را چون تاواني ، به روان سگ آبي به آتش اهورامزدا بياورد...» و البته حكم به اين جا ختم نميشود بلكه بايد ده هزار مار، ده هزار سنگ پشت ، ده هزار قورباغه ، ده هزار مورچه ، ده هزار كرم خاكي ، ده هزار مگس و... را بكشد و خانه و زميني را به روان سگ آبي داده هيجده استبل ويران شده را بازسازي و هيجده سگ را از ناپاكي ها پاك كرده ، هيجده مرد را طعام دهد و ...[11] تا گناه او بخشيده شود .
با توجه به مطالبي كه در بخش اعتقادي در مورد دوگانه پرستي دين زرتشت گفته شد و هم چنين احكام عملي از قبيل ازدواج با محارم و كفارههاي سنگين غير عقلايي ، ميتوان با جزم گفت كه دين زرتشت نميتواند مؤمنين به خود را ، از حيث اعتقادي و رفتاري سعادتمند سازد و برنامه زندگانيآنها باشد و انسان را به سعادت دنيوي و اخروي برساند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر :
1 . خدمات متقابل اسلام و ايران، استاد شهيد مرتضی مطهري (مجموعه آثار، ج 14).
2 . تاريخ جامع اديان، جان بي ناس.
3 . آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي.
منابع استناد شده :
[1] . سیدمحمد مرتض حسيني ، تاجالعروس ، تحقيق محمد الطناحي ، دارالهدايه ، 1339ق ، ج16، ص 495.
[2] . جان بيناس، تاريخ جامع اديان ، ترجمه علي اصغر حكمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، چاپ پنجم، 1370، ص 468.
[3] . مرتضي مطهري، مجموعهآثار، (خدمات متقابل اسلام و ايران)، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 219.
[4] . همان کتاب ، ص 260.
[5] . تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 262.
[6] . حسین توفيقي ، آشنايي با اديان ، انتشارات سمت ، چاپ اول ، 1379، ص 66.
[7] . تاريخ جامع اديان ، ص 482.
[8] . مروج الذهب ، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 249.
[9] . ر.ك: مجموعه آثار ، ج 14، ص 251.
[10] . ر.ك: دستخواه ، جليل ، اوستا ، ج 2، ص 715 و 716، فرگرد پنجم ص 46 و 57، انتشارات مرواريد، چاپ اول، 1370.
[11] . اوستا ، ج 2، ص 822 ونديداد فرگرد چهارم .
