داستانهای کوتاه ، در باره مهدی آل محمد (ص) از کتب معتبر اسلامی
چرا او قائم آل محمّد ( ص) ناميده شد؟!
ابوحمزه ثمالى مى گويد:
از حضرت امام محمّدباقر(ع) پرسيدم : اى فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه ، همه قائم به حق نيستيد ؟ فرمود : بلی ! عرض كردم : پس چرا فقط امام زمان (عج) قائم ناميده شده است ؟ حضرت فرمود : هنگامى كه جدّم حسين بن على(ع) به شهادت رسيد ، فرشتگان آسمان به درگاه خداوند متعال ناليدند و گريستند و عرض كردند : پروردگارا ! آيا كسى را كه برگزيده ترين خلق تو را به قتل رسانده است به حال خود وامى گذارى؟خداوند متعال به آنها وحى فرستاد : آرام گيريد! به عزّت و جلالم سوگند! از آنها انتقام خواهم كشيد ، هرچند بعد از گذشت زمانى باشد ،آنگاه پرده حجاب را كنار زده و فرزندان حسين(ع) را كه وارثان امامت بودند ، به آنها نشان داد ، ملائكه از ديدن اين صحنه بسيار مسرور شدند ، يكى از آنها در حال قيام نماز مى خواند ، حق تعالى فرمود : به وسيله اين قائم از آنها انتقام خواهم گرفت. ( 1 )
جابر جُعفى مى گويد:
من در خدمت امام محمّدباقر(ع) بودم كه مردى به حضور ايشان شرفياب شد و عرض كرد : خداوند شما را رحمت كند! اين پانصد درهم را كه زكات مال من است بگيريد و به مصرف برسانيد ،حضرت فرمود : خود آن را بردار و به همسايگانت و ايتام و مساكين و برادران مسلمانت بده كه ( وجوب سپردن زكات به امام ) هنگامى است كه قائم ما قيام كند ، و به مساوات تقسيم نمايد و ميان بندگان نيك و بد خداوند رحمان به عدل رفتار كند ، هر كه از او اطاعت كند خدا را اطاعت نموده ، و كسى كه از او سرپيچى كند از فرمان خدا سرپيچى نموده است ، او « مهدى » ناميده شده است ، زيرا به امر پنهانى هدايت شده است . ( 2 )
ابو جحيفه ، حرث بن عبداللّه همدانى و حرث بن شرب ، مى گويند :روزى در خدمت حضرت على(ع) بوديم ، حضرت رو به فرزند خود امام حسن(ع) نموده و فرمود : مرحبا اى پسر پيغمبر! در اين حال ، فرزند ديگر امام يعنى حسين(ع) وارد شد ، حضرت على(ع) به او فرمو د: پدر و مادرم قربانت شود اى پدر فرزند بهترين كنيزان !عرض كرديم : يا اميرالمؤمنين! چرا به امام حسن(ع) آن طور و به امام حسين (ع) اين گونه خطاب كرديد ؟ فرزند بهترين كنيزان كيست ؟امام (ع) فرمود : او گم شده اى است كه از كسان و وطن دور و مهجور، و نامش ( محمّد ) است ، و فرزند حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن حسين(ع) مى باشد ، در اين هنگام ، حضرت دست مبارك را بر روى سر امام حسين(ع) نهاد و فرمود: همين حسين(ع ) ( 3 )
رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در بقيع
امام جعفر صادق(ع) مى فرمايد :
روزى رسول اللّه (ص) در بقيع تشريف داشتند ، در اين حال اميرالمؤمنين على(ع) به خدمت شان شرفياب شده و سلام نمود ، حضرت رسول(ص) فرمود : بنشين ، حضرت على(ع) اطاعت امر نموده و سمت راست پيامبر(ص) نشست ، چند لحظه بعد جعفر بن ابى طالب كه به بيت رسول خدا(ص) رفته بود و فهميده بود كه حضرت در بقيع تشريف دارند ، از راه رسيده سلام كرده و سمت چپ پيامبر خدا(ص) نشست ، مدّتى نگذشت كه عبّاس عموى پيامبر(ص) نيز از راه رسيد و سلام كرد و مقابل پيامبر(ص) نشست ، او نيز مانند جعفر بن ابى طالب با راهنمايى اهل خانه پيامبر(ص) در جستجوى ایشان به بقيع آمده بود ، آنگاه پيامبر رو به على(ع) نموده فرمود : مى خواهى خبرى و بشارتى به تو بدهم ؟ حضرت امير(ع) عرض كرد : آرى! يا رسول اللّه !پيامبر خدا(ص) فرمود : همين حالا جبرئيل نزد من بود و به من اطّلاع داد كه قائم ما (عج) كه در آخرالزمان خروج مى كند و زمين را بعد از آن كه از ظلم و جور انباشته شده باشد ، پر از عدل و داد مى كند ، از نسل تو و از فرزندان حسين(ع)خواهد بود ، حضرت على(ع) عرض كرد : هر چيزى كه از خدا به ما مى رسد ، به واسطه شماست ، پیامبر(ص) به تک تک آنها پیامی را که جبرائیل امین از طرف خداوند سبحان آورده بود ، ابلاغ نمود . (4)
مدارک :
1 = علل الشرايع، ص 160، باب 129، ح 1; بحارالانوار، ج 51، ص 28، ح 29
2 = علل الشرايع، ص 161، باب 129، ح 3; بحار الانوار، ج 51، ص 29.
3 = بحار الانوار، ج 51، ص 110.
4 = غيبة نعمانى، 247; بحار الانوار، ج 51، ص 76 و 77.
