چند تذکر اخلاقی ، ازفرمایشات مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) امید که راهگشای همه باشد ، هدیه به روان پرفتوحشان صلوات
1 . ارزش نماز اول وقت
آقای مصباح می گوید:
آیت الله بهجت (ره) از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد ، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
2 . اندیشه ای که بهتر از عبادت یک سال است
آقای قدس می گوید:
« روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب ، پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان ، پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند ، ولی آقا زاده بر نخاست ، مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم ، پا شو چند رکعت نماز بخوان ، باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد ، برای بار سوم او را صدا زد ، پسر گفت: حاج آقا ، من دارم فکر می کنم ، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق (ع) می فرماید:
« تفکر ساعة خیر من عباده سنه ، یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است »
آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد ، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد ، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند »
3 . برکت و عظمت ولایت علی(ع)
حجة السلام والمسلمین قدس ، از شاگردان آقا می گوید:
« روزی آقا در ارتباط با ولایت و عظمت آن فرمودند: در نجف یا کاظمین یکی از آقایان قریب 10 یا 15 نفر از اهل علم را برای ناهار دعوت کرده بود ولی فرستاده آقا اشتباهاً طلاب یک مدرسه را که قریب 60-70 نفر بودند دعوت کرده بود ، وقتی میهمانان آمده بودند وی دیده بود گذشته از این که جا برای نشستن آنها کم است غذا نیز خیلی اندک است ، بی درنگ به ذهنش خطور کرد که آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی را از جریان با خبر سازد.
وقتی خبر به آقا رسیده بود فرموده بود: دست به کار نشوند تا من بیایم ، تا اینکه ایشان تشریف می آورد و می فرماید: یک پارچه سفید آب ندیده برایم بیاورید ، و ظرف برنج را وارسی کرد و سرپوش را برداشته و آن پارچه را به جای سرپوش می گذارد و می فرماید: حال ظرفها را به من بدهید ، من غذا می ریزم و شما تقسیم کنید ، و مکرر می فرموده است:
« ها علیّ (ع) خیر البشر، و من أبی فقد کفر: هشدار، که علی (ع) بهترین انسانهاست ، و هر کس ( ولایت او) را نپذیرد ( به خدا ) کفر ورزیده است »
( بحار الانوار، ج26، ص306، روایت 66 و 68 )
تا اینکه به شرافت مقام شامخ علی (ع) تمام میهمانان را از آن دیگ غذا داده بود و هنوز طعام دیگ به آخر نرسیده بود .
5 . ارزش کار خالصانه
باز آقای قدس ، می گوید:
« روزی آقا در رابطه با پاداش عمل صالح ، اگر چه اندک باشد ، فرمود: یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود ، پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست ، تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات ، عملی انجام نداده ام ، به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری ، گفتند: تعجب نکن ، این پاداش آن یک درهم شماست ، که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »
6 . نقش مقتضیات در نحوه زندگی بزرگان
باز آقای قدس ، می گوید:
« روزی آقا فرمود: چند نفر از بازاریان تهران به نجف مشرف شدند و جهت پرداخت خمس اموال خود خدمت شیخ انصاری(قدس سره) رسیدند ، وقتی وضع ساده خانه و بی آلایش شیخ را دیدند ، آهسته به یکدیگر می گفتند: این است معنی پیشوا و مقتدا ، یعنی علی گونه زیستن ، نه مانند ملا علی کنی با خانه بیرونی و اندرونی و با تشکیلات و تشریفات آن چنانی »
شیخ در حال نوشتن بود ، و کاملاً به سخنان آنان توجه داشت ، نخست کلمه خیلی زننده ای به آنها گفت ، سپس فرمود: چه می گویید؟ من با چند نفر طلبه سروکار دارم و نیازی به تشریفات بیش از این ندارم ، اما آخوند ملا علی کنی با امثال ناصرالدین شاه سر و کار دارد ، اگر آن گونه نباشد ناصرالدین شاه به خانه اش نمی رود ، آخوند ملا علی این کارها را برای حمایت از دین انجام می دهد. »
7 . توجه امام زمان (عج) به شیعیان واقعی
باز آقای قدس ، می گوید:
« روزی آقا فرمودند: دکتری متدین اهل ولایت و شیعه ، مدتی در صدد پیدا کردن یاران حضرت حجت (عج) می گشت حتی می خواست اسامی آنها را بداند ، روزی در مطب خود که در خانه اش قرار داشت تنها نشسته بود ، شخصی وارد شد و سلام کرد و نشست و فرمود: حضرت آقا ، یاران حضرت حجت (عج) عبارتند از... و شروع کرد به شمردن نامهای آنان و تند تند همه را نام برد و نام یکی نیز « بهرام » بود ، به هر حال در طول چند دقیقه همه سیصد و سیزده نفر را شمرد و گفت: اینها یاران مهدی (عج) می باشند و بلند شد و خداحافظی کرد و رفت.
دکتر می گوید: او که رفت من تازه به خودم آمدم که این چه کسی بود؟ و آیا من خواب بودم یا بیدار؟ از همسرم که در اتاق مجاور بود پرسیدم: آیا کسی با من کاری داشت و پیش من کسی آمد؟ گفت: آقایی آمد و تند تند حرف می زد ، دکتر می گوید: تازه فهمیدم که من خواب نبودم و او از افراد معمولی نبود. »
8 . تأثیر نماز وحشت در گشایش کار اموات
آقای قدس می گوید:
« روزی آیت الله بهجت پیرامون تأثیر عمل نیک و قبول شدن عمل خالص فرمودند: مرحوم آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی ( از آیات عظام و جامع فقه و اصول و عرفان) که در حرم کاظمین (ع) تدریس می کرد ، خیلی از اوقات در اثنای درس ایشان میت می آوردند و دفن می کردند و رسم آقا هم این بود شبها نماز وحشت برای آنان می خواند ، یکی از بزرگان کاظمین (ع) شبی یکی از بستگان خود را در خواب می بیند و از حال او می پرسد وی می گوید: وضعم خراب بود ، نماز آقا به دادم رسید و موجب گشایش کار من شد »
9 . ارزش وضو و طهارت
باز آقای قدس می گوید:
« روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه آقا رفتم ، دیدم پیرمردی نشسته و آقا به او توجهی خاص دارد ، بعد از دقایقی آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد) هرگز بی وضو نمی خوابد ، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود ، باید حتماً وضو بسازد »
10 . زیارت واقعی
آقای قدس می گوید:
« روزی آقا فرمودند: در منطقه جاسب قم گروهی از کشاورزان در زمان گذشته با شتر و قاطر به زیارت حضرت ثامن الحجج (ع) مشرف می شوند و هنگام مراجعت و وارد شدن در محدوده جاسب پیرمردی از اهل محل را می بیند که در گرمای روز کوله باری از علف به دوش کشیده و با مشقت بسیار به خانه می رود ، مسافرین مشهد مقدس که او را می بینند زبان به شماتت و سرزنش می گشایند که: پیرمرد ، زحمت دنیا را ول کن نیستی ، آخر بیا تو هم لااقل یک بار به مشهد مقدس سفر کن ، و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ می کنند.
پیرمرد خسته و پاک دل زبان می گشاید و می گوید: شما که به زیارت آقا رفتید و به آقا سلام دادید ، جواب گرفتید یا نه؟ می گویند: پیرمرد ، این چه حرفی است که می زنی مگر آقا زنده است سلام ما را جواب بدهد؟!
پیرمرد می گوید: عزیزان ، امام که زنده و مرده ندارد ، ما را می بیند و سخنان ما را می شنود ، زیارت که یک طرفه نمی شود.
آنان می گویند: آیا تو این عُرضه را داری؟ وی می گوید: آری ، و از همان جا رو به سمت مشهد مقدس می کند و می گوید:« ألسلام علیک یا امام هشتم » و همه با کمال صراحت می شنوند که به آن پیرمرد به نام خطاب می شود که: علیکم السلام آقای فلانی »
و بدین ترتیب زائرین همگی خجالت کشیده و پشیمان می شوند که چرا سبب دلشکستگی این مرد نورانی شدند »
11 . ثبات قدم در دیانت
آقای قدس می گوید:
« روزی آقا در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا فرمودند: یکی ازعلمای بزرگ واهل معنی شخصی را در صحن مبارک حضرت امیر(ع) دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلت در برابر مقام شامخ ولایت مولی الموحدین (ع) ایستاده وچنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود که گویی با سر راه می رود ، آن عالم عابد ربانی پیش آن مرد شریف و بزرگوار که عمرش از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد ، آن مرد شریف فرمود: از زمانی که پا به تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته گناه نکرده ام !!! البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت ، این گونه نتیجه را دارد. »