تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

.......................................................

........................................................
....................................................... جهانی به وسعت ایران زمین

چند تذکر اخلاقی ، ازفرمایشات مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) امید که راهگشای همه باشد ، هدیه به روان پرفتوحشان صلوات

1 . ارزش نماز اول وقت

آقای مصباح می گوید:

 آیت الله بهجت (ره) از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »

اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید  »

خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید  » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد ، هر چند حضور قلب هم نباشد. »


 2 . اندیشه ای که بهتر از عبادت یک سال است

آقای قدس می گوید:

« روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب ، پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان ، پسر پاسخ داد: چشم.

آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند ، ولی آقا زاده بر نخاست ، مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم ، پا شو چند رکعت نماز بخوان ، باز پسر گفت: چشم.

آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد ، برای بار سوم او را صدا زد ، پسر گفت: حاج آقا ، من دارم فکر می کنم ، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق (ع) می فرماید:

«  تفکر ساعة خیر من عباده سنه ، یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است »

آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد ، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد ، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند  »

  

3 . برکت و عظمت ولایت علی(ع)

حجة السلام والمسلمین قدس ، از شاگردان آقا می گوید:

« روزی آقا در ارتباط با ولایت و عظمت آن فرمودند: در نجف یا کاظمین یکی از آقایان قریب 10 یا 15 نفر از اهل علم را برای ناهار دعوت کرده بود ولی فرستاده آقا اشتباهاً طلاب یک مدرسه را که قریب 60-70 نفر بودند دعوت کرده بود ، وقتی میهمانان آمده بودند وی دیده بود گذشته از این که جا برای نشستن آنها کم است غذا نیز خیلی اندک است ، بی درنگ به ذهنش خطور کرد که آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی را از جریان با خبر سازد.

وقتی خبر به آقا رسیده بود فرموده بود: دست به کار نشوند تا من بیایم ، تا اینکه ایشان تشریف می آورد و می فرماید: یک پارچه سفید آب ندیده برایم بیاورید ، و ظرف برنج را وارسی کرد و سرپوش را برداشته و آن پارچه را به جای سرپوش می گذارد و می فرماید: حال ظرفها را به من بدهید ، من غذا می ریزم و شما تقسیم کنید ، و مکرر می فرموده است:

« ها علیّ (ع) خیر البشر، و من أبی فقد کفر: هشدار، که علی (ع) بهترین انسانهاست ، و هر کس ( ولایت او) را نپذیرد ( به خدا ) کفر ورزیده است »

( بحار الانوار، ج26، ص306، روایت 66 و 68 )

تا اینکه به شرافت مقام شامخ علی (ع) تمام میهمانان را از آن دیگ غذا داده بود و هنوز طعام دیگ به آخر نرسیده بود .

  

 5 .  ارزش کار خالصانه

باز آقای قدس ،  می گوید:

« روزی آقا در رابطه با پاداش عمل صالح ، اگر چه اندک باشد ، فرمود: یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود ، پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست ، تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات ، عملی انجام نداده ام ، به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری ، گفتند: تعجب نکن ، این پاداش آن یک درهم شماست ، که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »

 

 6 . نقش مقتضیات در نحوه زندگی بزرگان

باز آقای قدس ،  می گوید:

« روزی آقا فرمود: چند نفر از بازاریان تهران به نجف مشرف شدند و جهت پرداخت خمس اموال خود خدمت شیخ انصاری(قدس سره) رسیدند ، وقتی وضع ساده خانه و بی آلایش شیخ را دیدند ، آهسته به یکدیگر می گفتند: این است معنی پیشوا و مقتدا ، یعنی علی گونه زیستن ، نه مانند ملا علی کنی با خانه بیرونی و اندرونی و با تشکیلات و تشریفات آن چنانی  »

شیخ در حال نوشتن بود ، و کاملاً به سخنان آنان توجه داشت ، نخست کلمه خیلی زننده ای به آنها گفت ، سپس فرمود: چه می گویید؟ من با چند نفر طلبه سروکار دارم و نیازی به تشریفات بیش از این ندارم ، اما آخوند ملا علی کنی با امثال ناصرالدین شاه سر و کار دارد ، اگر آن گونه نباشد ناصرالدین شاه به خانه اش نمی رود ، آخوند ملا علی این کارها را برای حمایت از دین انجام می دهد. »

  

7  . توجه امام زمان (عج) به شیعیان واقعی

باز آقای قدس ،  می گوید:

« روزی آقا فرمودند: دکتری متدین اهل ولایت و شیعه ، مدتی در صدد پیدا کردن یاران حضرت حجت (عج) می گشت حتی می خواست اسامی آنها را بداند ، روزی در مطب خود که در خانه اش قرار داشت تنها نشسته بود ، شخصی وارد شد و سلام کرد و نشست و فرمود: حضرت آقا ، یاران حضرت حجت (عج) عبارتند از... و شروع کرد به شمردن نامهای آنان و تند تند همه را نام برد و نام یکی نیز « بهرام » بود ، به هر حال در طول چند دقیقه همه سیصد و سیزده نفر را شمرد و گفت: اینها یاران مهدی (عج) می باشند و بلند شد و خداحافظی کرد و رفت.

دکتر می گوید: او که رفت من تازه به خودم آمدم که این چه کسی بود؟ و آیا من خواب بودم یا بیدار؟ از همسرم که در اتاق مجاور بود پرسیدم: آیا کسی با من کاری داشت و پیش من کسی آمد؟ گفت: آقایی آمد و تند تند حرف می زد ، دکتر می گوید: تازه فهمیدم که من خواب نبودم و او از افراد معمولی نبود. »

  

8  . تأثیر نماز وحشت در گشایش کار اموات

آقای قدس می گوید:

« روزی آیت الله بهجت پیرامون تأثیر عمل نیک و قبول شدن عمل خالص فرمودند: مرحوم آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی ( از آیات عظام و جامع فقه و اصول و عرفان) که در حرم کاظمین (ع) تدریس می کرد ، خیلی از اوقات در اثنای درس ایشان میت می آوردند و دفن می کردند و رسم آقا هم این بود شبها نماز وحشت برای آنان می خواند ، یکی از بزرگان کاظمین (ع) شبی یکی از بستگان خود را در خواب می بیند و از حال او می پرسد وی می گوید: وضعم خراب بود ، نماز آقا به دادم رسید و موجب گشایش کار من شد  »

  

9 . ارزش وضو و طهارت

باز آقای قدس می گوید:

« روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه آقا رفتم ، دیدم پیرمردی نشسته و آقا به او توجهی خاص دارد ، بعد از دقایقی آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد) هرگز بی وضو نمی خوابد ، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود ،  باید حتماً وضو بسازد  »

  

10 . زیارت واقعی

آقای قدس می گوید:

« روزی آقا فرمودند: در منطقه جاسب قم گروهی از کشاورزان در زمان گذشته با شتر و قاطر به زیارت حضرت ثامن الحجج (ع) مشرف می شوند و هنگام مراجعت و وارد شدن در محدوده جاسب پیرمردی از اهل محل را می بیند که در گرمای روز کوله باری از علف به دوش کشیده و با مشقت بسیار به خانه می رود ، مسافرین مشهد مقدس که او را می بینند زبان به شماتت و سرزنش می گشایند که: پیرمرد ، زحمت دنیا را ول کن نیستی ، آخر بیا تو هم لااقل یک بار به مشهد مقدس سفر کن ، و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ می کنند.

پیرمرد خسته و پاک دل زبان می گشاید و می گوید: شما که به زیارت آقا رفتید و به آقا سلام دادید ، جواب گرفتید یا نه؟ می گویند: پیرمرد ، این چه حرفی است که می زنی مگر آقا زنده است سلام ما را جواب بدهد؟!

پیرمرد می گوید: عزیزان ، امام که زنده و مرده ندارد ، ما را می بیند و سخنان ما را می شنود ، زیارت که یک طرفه نمی شود.

آنان می گویند: آیا تو این عُرضه را داری؟ وی می گوید: آری ، و از همان جا رو به سمت مشهد مقدس می کند و می گوید:« ألسلام علیک یا امام هشتم » و همه با کمال صراحت می شنوند که به آن پیرمرد به  نام خطاب می شود که: علیکم السلام آقای فلانی »

و بدین ترتیب زائرین همگی خجالت کشیده و پشیمان می شوند که چرا سبب دلشکستگی این مرد نورانی شدند »

  

11 . ثبات قدم در دیانت

آقای قدس می گوید:

« روزی آقا در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا فرمودند: یکی ازعلمای بزرگ  واهل معنی شخصی را در صحن مبارک حضرت امیر(ع) دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلت در برابر مقام شامخ ولایت مولی الموحدین (ع) ایستاده وچنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود که گویی با سر راه می رود ، آن عالم عابد ربانی پیش آن مرد شریف و بزرگوار که عمرش از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد ، آن مرد شریف فرمود: از زمانی که پا به تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته گناه نکرده ام !!! البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت ، این گونه نتیجه را دارد. »

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388

لينك مطلب

السلام علیک یا حجت الله علی خلقه

 با توکل به خداوند منان ، درنظر است مجموعه ای از شرح حال اولیای الهی و راه یافتگان کوی دوست را ( اعم از گمنام و غیر گمنام ) بنگارم ، شاید زمینه ای گردد برای توبه و بازگشت از افکار و اعمال غیر خداپسندانه ام  ، امید که مورد رضایت حضرت حق و ولی او حضرت اباصالح المهدی (عج) قرار گرفته و قابل بهره برداری برای دوستان باشد. 

داستان  دوم : 

2 : گويا شدن فرد لال ، به عنايت مهدي (عج)

يكي از خدام حضرت رضا (ع) مي‌گويد :

براي كشيدن دندان نزد دكتر رفتم ، دكتر گفت: غدّه ‌اي هم كنار زبان شماست كه بايد جراحي شود ، من موافقت كردم ، اما پس از عمل جراحي لال شدم و قدرت حرف زدن را از دست دادم ، ناگزير همه چيز را روي كاغذ مي‌نوشتم و به اين وسيله با ديگران ارتباط برقرار مي‌كردم ، هرچه به پزشك مراجعه كردم فايده‌اي نبخشيد ، دكتر‌ها مي‌گفتند: عصب گويايي شما صدمه ديده است.

ناراحتي و بيماري به من فشار آورد ، ناچار براي معالجه عازم تهران شدم ، در تهران خدمت آقاي علوي رسيدم ، ايشان فرمودند : راهنمايي من به تو اين است كه چهل شب چهارشنبه به مسجد جمكران بروي ، اگر شفايي هست آن‌جاست .

تصميم جدي گرفتم ، هر هفته از مشهد بليط هواپيما تهيه مي‌كردم ، شب‌هاي سه ‌شنبه تهران مي‌آمدم و شب چهارشنبه ، به مسجد جمكران مشرف مي‌شدم ، در هفته سي و هشتم بعد از نماز، صلوات مي‌فرستادم كه ناگهان حالت خاصي به من دست داد ، ديدم همه جا نورباران شد و آقايي وارد شد ، مردم هم پشت سر ايشان بودند و مي‌گفتند: حضرت حجة بن الحسن (عج) مي‌باشند.

من با ناراحتي در گوشه‌اي ايستادم و با خود انديشيدم كه نمي‌توانم به آقا سلام كنم ، حضرت نزديك من آمدند و فرمودند: سلام كن ، من به زبانم اشاره كردم تا اظهار كنم كه لال هستم و بي‌ادب نيستم كه سلام نكنم ، حضرت بار دوم فرمودند: سلام كن ، بلافاصله زبانم باز شد و سلام كردم ، در اين هنگام به حال عادي برگشتم و متوجه شدم در سجده و مشغول صلوات فرستادن هستم.[1]


داستان سوم :

3 :  شيعيان ، ما را نمي‌خواهند ( وای برما )

حاج محمد علي فشندي تهراني مي‌گويد: در مسجد جمكران قم ، اعمال را به جا آورده و با همسرم مي‌آمدم ، ديدم آقايي نوراني داخل صحن شده و قصد دارند به طرف مسجد بروند گفتم اين سيد ، در اين هواي گرم تابستان ، از راه رسيده تشنه است ، ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشند پس از آن‌كه ظرف آب را پس داد گفتم: آقا شما دعا كنيد فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهيد ، تا امر فرج نزديك گردد فرمودند:

« شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي‌خواهند اگر بخواهند دعا مي‌كنند و فرج ما مي‌رسد » اين را فرمودند تا نگاه كردم آقا را نديدم ، فهميدم وجود اقدس امام زمان(عج) را زيارت كرده ام  و حضرتش امر به دعا نموده است.

ما هم به درگاه خداي مهربان عرض مي‌كنيم:

« لا اله الا انت سبحانك انا كنا من الظالمين »

اي خداي مهربان، خدايي جز تو نيست تو پاك و منزهي ما از ظالمين بوديم ، پس عفومان كن و فرج مولاي عزيزمان را برسان.[2]


 [1] - فاطمه صالح مدرسه‌اي ، منتظر تا صبح فردا: ص 95- 96.

[2] -  برگرفته از كتاب شيفتگان حضرت مهدي (عج)   

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 27 اردیبهشت1388

لينك مطلب


درباره وبلاگ

ما چه بدانیم و چه ندانیم ، چه بپذیریم و چه نپذیریم ، جزئی از کل نظام آفرینشیم ، عقل حکم میکند که با تلاش و مساعدت یکدیگر ، برای چند سوال اصلی و اساسی که در تمام انسها مشترک است پاسخ مناسبی بیابیم ، از کجا آمده ایم ؟ برای چه آمده ایم ؟ و سرانجام به کجا خواهیم رفت ؟ البته مفهوم این معانی ، این نیست که حالا تیپ عقل کلها را به خود بگیریم و خیلی خشک باهم رفتار کنیم ، اما درهمه حال باید این سوالها برایمان جدی مطرح باشد ، فقط باکمک یکدیگر ممکنه .....
تازه ترین مطالب momen222
موضوعات
آرشیو
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
مرداد 1387
تیر 1387
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


...

FreeCod Fall Hafez

......

................ نوا

... ساعت

سا

who's online who's online آمار

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان