انتظار فرج
اميد و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني انساني ، در زبان روايت اسلامي « انتظار فرج » خوانده شده و عبادت ، بلكه افضل عبادات شمرده شده است ، اصل « انتظار فرج » از يك اصل كلي اسلامي و قرآني ديگر استنتاج ميشود و آن اصل « حرمت ياس از روح الله » است ، مردم مومن به عنايات الهي ، هرگز و در هيچ شرايطي اميد خويش را از دست نميدهند و تسليم ياس و نااميدي و بيهوده گرائي نمي گردند ، چيزي كه هست اين « انتظار فرج » و اين « عدم ياس از روح الله » در مورد يك عنايت عمومي و بشري است نه شخصي يا گروهي ، و بعلاوه ، توأم است با نويدهاي خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده شده است.
دو گونه انتظارفرج
انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است: انتظاري كه سازنده و نگهدارنده است ، تعهدآور است نيرو آفرين و تحرك بخش است ، به گونه اي است كه ميتواند نوعي عبادت و حق پرستي شمرده شود ، و انتظاري كه گناه است ، ويرانگر است ، اسارت بخش است ، فلج كننده است ، اين دو نوع انتظار فرج معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدي (عج) موعود ازدو نوع بينش درباره تحولات و انقلابات تاريخي ناشي ميشود ، بر داشت گروهي از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي موعود اين است كه صرفاً ماهيت انفجاري دارد ، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق كشي ها و تباهيها ناشي ميشود ، لذا هر اصلاحي محكوم است ، زيرا هر اصلاح ، نقطه اي روشن است ، و تا در صحنه اجتماع ،دست نقطه روشني هست ، دست غيب ظاهرنميشود ، پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است.
اينجاست كه گناه هم فال است و هم تماشا ، و هم كمك به انقلاب نهايي !!!!
در دل دوست به هر حيله رهي بايد كرد
طاعت از دست نيايد ، گنهي بايد كرد
اين گروه طبعاً به مصلحان و و آمران به معروف و ناهيان از منكر به چشم دشمن مينگرند ، زيرا آنان را از تاخير اندازان ظهور و قيام مهدي موعود (عج) ميشمارند ، برعكس اگر خود هم اهل گناه نباشند ، در عمق ضمير و انديشه با نوعي رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مينگرند ، زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مينمايند.
انتظار سازنده
آن دسته از آيات قران كريم ، همچنانكه گفتيم ريشه اين انديشه است و در روايات اسلامي بدانها استناد شده است ، در جهت عكس برداشت بالاست ، از اين آيات استفاده ميشود كه ظهور مهدي موعود(عج) حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي ميشود ، سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد ، آياتي كه به آنها در روايات استناد شده است ، نشان ميدهد كه مهدي موعود (عج) مظهر نويدي است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است:
« وعد الله الذين امنو {منكم} و عملو الصالحات ليستخلفنهم في الارض {كما استخلف الذين من قبلهم } و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوني لا يشكرون بي شيئا ….
خداوند به مومنان و شايسته كاران {شما } وعده داده است كه آنان را جانشينان زمين قرار دهد { همچنان كه پيشينيان را قرار داد } ديني كه براي ایشان آن را پسنديده است مستقر سازد ، دوران خوف آنان را تبديل به دوران امنيت كند ( دشمنان آنان را نابود سازد ) بدون ترس و واهمه ، خداي خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهند ، و چيزي را در عبادت يا طاعت شريك حق نسازند. »
ظهور مهدي موعود(عج) منتي است بر مستضعفان و خوار شمردگان ، و وسيله اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اي است براي وراثت آنها وخلافت الهي ، در روي زمين: « ونريدان نمن علي الذين استضعفوفي الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثين»
ظهور مهدي موعود(عج) تحقق بخش وعده اي است كه خداوند متعال از قديم ترين زمانها در كتب آسماني به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان تنها به متقيان تعلق دارد:
« و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون. ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين. »
حديث معروف كه ميفرمايد: « يملا الله به الارض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » نيز شاهد مدعاي ماست نه بر مدعاي آن گروه ، در اين حديث نيز تكيه بر روي ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و ميرساند كه قيام مهدي(عج) براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند ، بديهي است كه اگر گفته شده بود: « يملا الله به الارض ايمانا و توحيداً و صلاحاً بعد ما ملئت كفراً و شركاً و فساداً » مستلزم اين نبود كه لزوماً گروهي مستحق حمايت وجود داشته باشد ، در آن صورت استنباط ميشد كه قيام مهدي موعود(عج) براي نجات حق از دست رفته و به صفر رسيده است نه براي گروه اهل حق ، ولو به صورت يك اقليت.
شيخ صدوق روايتي از امام صادق (ع) مبني بر اينكه اين امر تحقق نميپذيرد مگر اينكه هر يك از شقي و سعيد به نهايت كار خود برسد ، پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقياء هر كدام به نهايت كار خود برسند ، سخن در اين نيست كه سعيدي در كار نباشد و فقط اشقياء به منتهي درجه شقاوت برسند در روايات اسلامي سخن از گروه زبده است كه به محض ظهورامام (عج) ، به آن حضرت ملحق مي شوند ، بديهي است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نميشوند و معلوم ميشود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد ، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش ميدهند ، اين خود ميرساند كه نه تنها حق وحقيقت به صفر نرسيده است ، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشد از نظر كيفيت ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيد الشهداء (ع).
از نظر روايات اسلامي ، در مقدمه قيام و ظهور امام ، يك سلسله قيامهاي ديگر از طرف اهل حق صورت ميگيرد ، آنچه به نام قيام يماني قبل از ظهور بيان شده است نمونه اي از اين سلسلسه قيامهاست ، اين جريانها نيز ابتدا به ساكن و بدون زمينه قبلي رخ نميدهد ، در برخي روايات اسلامي سخن از دولتي است از اهل حق كه تا قيام مهدي (عج) ادامه پيدا ميكند ، و استنباط ازمجموع آيات و اخبار و احاديث مربوط به مهدي(عج) اين نیست كه جناه حق و عدل و ايمان بايد يكسره در هم بشكند و نابود شود و اثري از صالحان نماند تا دولت مهدي ظاهر شود ، بلكه آن را به صورت پيروزي جناه صلاح و عدل و تقوا بر جناح فساد و ظلم و بي بند و باري می فهمیم .
از مجموع آيات و روايات استنباط ميشود كه قيام مهدي موعود (عج) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزه حق و باطل است كه از آغاز جهان بر پا بوده است. مهدي موعود(عج) تحقق بخش ايده آل همه انبياء و اولياء (ع) و مردان و زنان مبارز راه حق و عدالت است. اللهم عجل لولیک الفرج
برداشتی از فرمایشات استاد شهید مرتضی مطهری ( قدس الله نفس الزکیه )
