یقینا دین اسلام ، مرهون خدمات و زحمات افرادی عالم ، عادل ، عامل ، مخلص ، مجاهد وازجان گذشته است که درطول زمان ، با پایمردی واستقامت ، دربرابر زیاده طلبان و مزوران و ریاکاران ، امروز به دست ما رسیده است ، اینک برماست که با استفاده صحیح از این منابع اصیل و عمل به آنها ، میراث گرانبهای ایشان را پاس داشته و به نسلهای بعد ، منتقل نمائیم ، باتوکل به خدا و توسل به ائمه هدی (ع) .
آشنائی مختصر با بزرگان و علمای اعلام تشیع :
روياى صادق
مادر شيخ قبل از تولد وى شبى حضرت امام صادق (ع) را درعالم رؤيا ميبيند كه قرآنى طلاكارى شده به او داد ، معبرين خوابش را و عطاى امام را ، به فرزندى صالح وبلند مرتبه تعبير كردند و چنين شد كه جهان تشيع مفتخر به وجود اين شخصيت گرديد كه ازنسل جابر عبدالله انصاري ، فرزندى پا به عرصه گيتى بگذارد كه استمرار بخش خط ولايت و امامت باشد.
نياكان و پدران شيخ انصارى
در يكى از محلههاى شهر دزفول كه نامش محله مشايخ انصار و در شمال غربى بقعه معروف به سبز قبا ، واقع است گروهى كه اكثرآنها فقيه واهل علم وعملاند زندگى ميكنند وازآنجايى كه جد بزرگ اين خاندان جابربن عبدالله انصارى (16-78 ق. و بعضى سال وفات وى را 98 ق. ذكر كردهاند) آنها را جابرى انصارى ميگويند ، جابربن عبدالله بن عمرو بن حرام انصارى ازمردم مدينه و از طايفه خزرج و از اصحاب بزرگ رسول الله (ص) بوده است ، عبدالله پدر جابر از بزرگان قبيله خزرج و از نخستين مسمانان مدينه است و در بيعت عقبه شركت نموده و از كسانى بوده كه سوگند خوردند پس از مهاجرت پيامبر به مدينه ، جان و مال خودرا فداى آن حضرت كنند ، عبدالله درغزوه بدر و احد شركت كرد و دراحد ازسربازانى بود كه محافظت دره نزديك به ميدان جنگ به ايشان سپرده شده بود ، در اواخر جنگ كه به سود مسلمانان بود بسيارى از يارانش دره را براى جمع آورى غنايم ترك نمودند ، عبدالله و فرمانده دسته و چند نفر ديگر بر جاى ماندند و سپس كه جنگ مغلوب شد ، گرفتار حمله قريش گرديد و در راه انجام وظيفه شهيد شدند.
جابر بن عبدالله از رسول خدا (ص) 1450 حديث نقل كرده است و اولين كسى است كه قبر حضرت امام حسين (ع) را چهل روز پس از شهادتش زيارت كرده و در اين موقع نابينا نبوده است ، در بعضى منابع آمده است كه در زمان زيارت قبر امام حسين (ع) جابر نابينا بوده است.
پدر و مادر شيخ
پدر شيخ به نام محمد امين ازعلماى پرهيزكار و از زمره احياگران دين مقدس اسلام بوده است و در سال 1248 ق. جهان را بدرود گفته است ، مادرشيخ ، دخترشيخ يعقوب فرزند شيخ احمد بن شيخ شمس الدين انصارى است ، وى از زنان پرهيزکار عصرخود و اززنان متعبده بوده و نوافل شب را تا هنگام مرگ ترك نكرده وچون در اواخرعمر نابينا شده بود ، شيخ مقدمات تهجد وى را فراهم میکرد حتى آب وضويش را در موقع احتياج گرم میکرد ، اين بانوى مكرمه به سال 1279 ق. در نجف اشرف از دنيا رفت و شيخ درغم فقدان مادر، بسيار متأثر و غمناك شد و گريه كرد.
تحصيلات شيخ در ايران
وى از دوران صباوت ، عشق تحصيل و فراگيرى معارف جاودانه و حياتبخش اسلام را داشت و با جديت بسيارتا نيمه شب به مطالعه وتأليف دروس خودهمت ميگمارد ،
مرتضى ادبيات عرب و مقدمات را نزد پدرش و دانشوران دزفول سپرى كرد و فقه و اصول و دوره سطح را خدمت شيخ حسين انصارى (عموزادهاش) كه از فقهاى خوش نام دزفول بود تلمذ نمود.
تحصيلات در عتبات
شيخ درسال 1232 ق. به همراه پدرش به عتبات كربلا و نجف ، جهت تكميل دروس و ترقى انديشه هايش رهسپار شد.
شيخ محمد امين در كربلا به محضر سيد محمد مجاهد ، كه از فقهاى بزرگ شيعه در آن زمان بود و رياست حوزه كربلا را داشت رسيد ، پس ازمعرفى خود ، سيد مجاهد احوال استاد نخستين خود ، شيخ حسين انصارى را كه زمانى با هم در درس پدرش سيد على طباطبايى ، صاحب رياض ، حاضرمى شدند و با يكديگر دوست و همدرس بودند پرسيد ، شيخ محمد امين گفت: ايشان برادر زاده من است و اكنون مشغول تدريس فقه واصول و تربيت طلاب است ، سيد مجاهد براحترام آنها بيفزود و فرمود: به جز زيارت معصومين (ع) مقصود ديگرى نيز داريد؟ شيخ محمد امين پاسخ داد: فرزندم را براى استفاده از محضر مبارك آورده و به شيخ مرتضى كه در آخر مجلس نشسته بود اشاره كرد ، سيد نگاهى خاص به شيخ كرد! زيرا كمتر كسى در سنين 18 سالگى ميتوانست از محضردرس استاد و فقيهى فرزانه چون او استفاده كند ، لذا براى آزمايش معلومات فقهى طلبه جوان مسألهاى پيش آورد و گفت: شنيدهام برادرم شيخ حسين در دزفول نماز جمعه ميخواند ، درحالى كه بسيارى از فقهاى شيعه اقامه نماز جمعه را در زمان غيبت ولى عصر(عج) جايزنميدانند ، دراين موقع شيخ مرتضى دلايلى در وجوب نماز جمعه در زمان غيبت بياورد كه سيد مجاهد از تقرير دليلها و بيان مطلب او شگفت زده شد و به شيخ محمد امين رو كرد و گفت: اين جوان نبوغ ذاتى دارد ، او را به صاحب اين قبه ، اشاره كرد به بارگاه امام حسين (ع) بسپاريد.
شيخ محمد امين به دزفول بازگشت و فرزندش براى ادامه تحصيل در كربلا بماند.
شيخ مرتضى چهار سال از محضر دو فقيه بزرگ يعنى سيد مجاهد و شريف العلماء استفاده كرد ، در سال چهارم ، عدهاى ازمردم دزفول كه به زيارت كربلا آمده بودند به وى گفتند: پدرت شوق ديدار تو را دارد.
بازگشت به وطن
شيخ به اتفاق همشهريانش به زادگاهش دزفول بازگشت اما بيش از يك سال نتوانست در دزفول بماند شوق تحصيل او را در سال 1237 ق. بار ديگر به عتبات كشاند. وى در مجلس درس شيخ موسى فرزند شيخ جعفر كاشف الغطاء شركت كرد و پس از دو سال مجدداً به دزفول بازگشت.
تأليفات شيخ انصارى
آثار قلمى اين فقيه فرزانه كه به دست مبارك خودو با خطى زيبا پيرامون موضوعات مختلف تأليف شده است و بعضى از آنها در زمان حيات شيخ در چند نوبت به قطع رحلى ، چاپ سنگى شدهاند به شرح ذيل است:
1ـ كتاب رسائل: اين كتاب در علم اصول فقه است و به دليل محتوايى تازه و بديع به فرائد الاصول معروف شده است و در 400 صفحه به قطع رحلى چاپ سنگى و منتشر شده است.
2ـ كتاب المكاسب: اين اثر در خصوص مسائل كسب و تجارت است ، مطالب اين كتاب علمى و استدلالى با تحقيقات و پژوهش ميدانى و جامع در رد و ابرام نظرات دانشوران و فقها گذشته است و هر دو اثر فوق ، از كتب درسى رايج در حوزههاى علميه تشيع است.
3- كتاب الصلاة : اين اثر گرانسنگ كه در مورد مسائل نماز است به صورت علمي و بسيار دقيق و ممستدل بحث كرده است ، اين كتاب 427 صفحه اي به قطح رحلي در سال 1305 ق. چاپ سنگي و منتشر شده است.
4- كتاب الطهارة: اين كتاب در 548 صفحه به قطع رحلي در سال 1317 ق. چاپ سنگي و منتشر شده است.
بازگشت مجدد شيخ به نجف اشرف
شيخ پس از مسافرت به شهرهاى مختلف دوباره در سال 1249 ق. وارد نجف اشرف شد و ازمحضرشيخ على فرزند كاشف الغطاء بهره برد ، شيخ على روزى به شيخ جعفر شوشترى فرمود: ( تو گمان مدار كه شيخ مرتضى براى استفاده بردن در مجلس ما حاضر ميگردد ، بلكه شنيده در خانوادههاى علمى ، تحقيقاتى هست كه او براى بدست آوردن آنها در اين محضر حضور بهم ميرساند و الا او ديگر احتياجى به خواندن درس ندارد. )
اداره حوزه نجف
شيخ انصارى پس از شيخ على كاشف الغطاء و برادرش شيخ حسن كاشف الغطاء و همچنين شيخ محمد حسن صاحب جواهر، رياست و اداره حوزه علميه نجف را از سال 1266 تا 1281 ق. به مدت 15 سال به عهده داشت و شيعيان جهان از وى تقليد ميكردند.
وضع ظاهر شيخ
شيخ از حيث قد مايل به طول و رخسارش سرخ و نمكين، بدنش نحيف و چشمانش ضعيف و محاسنش را با حنا رنگ ميبست ، بر سر عمامه بزرگى از كرباس و به تن قبايى سفيد رنگ از جنس كرباس و عبايى سرخ رنگ از جنس پشم به دوش .
صفات پسنديده شيخ
شيخ داراى همت بلند ، اخلاقى نيكو، زهد و تقواى بينظير، استادى بيبديل ، پدرى مهربان ومربى دلسوز بود ، ميرزا حبيب الله رشتى گفته است: « شيخ سه چيز ممتاز داشت: علم ، رياست ، تقوا ، رياست را به ميرزا محمد حسين شيرازي ، علم را به من و تقوا را با خود به قبر برد.»
وفات شيخ
شيخ انصارى هيجدهم جمادى الثانى سال 1281 ق. پس از 67 سال عمر با بركت اما پر زحمت در نجف اشرف به علت بيمارى ، دار فانى را وداع گفت ، چون شيخ از دنيا رفت شيخ راضى على بيك ، يكى از شاگردان صاحب جواهر، ملا محمد طالقاني ، مولى على محمد طالقانى و مولى على محمد خوئى او را غسل دادند و حاج سيد على شوشترى بر جنازهاش نماز خواند و در حجرهاى متصل به باب قبله صحن مجلل اميرالمؤمنين على (ع) مدفون گرديد.
در فوت شيخ ، برادرش شيخ منصور در تاريخ ولادت و فوتش سروده:
ز غيب آمده تاريخ حيات و ممات «غدير» عام تولد «فراغ» عام وفات
--------------------------------------------------------------------------------
