تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

.......................................................

........................................................
....................................................... جهانی به وسعت ایران زمین

در پستهای قبل ، از تشرف مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی داستانی نقل گردید ، داستان دیگری از تشرف ایشان به محضرامام مهدی(عج) ذکر میگردد.

( اين مطالب ازكتاب « تشرفات مرعشيه » بدون دخل و تصرف نقل مي‌شود )

 

2 : در كنار يار

يادتان باشد كه اين چند مثقال تربت خالص امام حسين(ع) و اين انگشتري عقيق ، از تمامي دنيا و آنچه در آن است براي من عزيز‌تر است ، الان بيش از شصت سال است كه آن‌ها را حفظ كرده‌ام ، نمي‌دانيد چه آثار و بركاتي من ازاين انگشتري ديده‌ام ، اين‌ها يادگار آن عزيزند در آن شب عزيز!!!!

شب سردي بود ، يك شب زمستاني ، مدتي بود كه شب‌ها را درسرداب مقدس بيتوته میکردم و به دعا و راز و نياز مي ‌پرداختم ، تا بلكه خداوند متعال به بركت وجود مقدس آقا امام زمان(عج) حوايجم را برآورده سازد ، آخر معروف است كه آقا امام زمان (عج) آخرين بار ، از اين نقطه از نظرها ناپديد شده‌اند ، برخي از حوايج من اين‌ها بودند:

-  بتوانم به راحتي به تحصيل علوم ديني ادامه دهم .

-  حالت كند ذهني ‌ام كه پس از ابتلا به بيماري حصبه عارض شده بود ، از بين برود.

-  چشمانم كه ضعيف شده بودند قوي شوند تا به راحتي بتوانم بخوانم و بنويسم .

-  فقر شديد ما لي‌ ام از بين برود.

-  خداوند سفر حج بيت‌الله الحرام را نصيبم كند به شرط اينكه در مكه يا مدينه بميرم و در يكي از اين دو شهر دفن شوم .

-  خداوند دوستي دنيا را از دل من دور كند.

-  وتوفيق علم وعمل صالح رابا همه وسعت آن به من عنايت فرمايد وچندحاجت ديگر

برخي از دوستان مرا از بيتوته كردن در سرداب مقدس منع مي ‌كردند ، مي ‌گفتند « خطر دارد ، ممكن است در يكي از همين شب‌ها يك يا چند نفر از دشمنان شيعه و اهل بيت پيامبر(ص) به سراغت بيايند و كارت را بسازند » اما من به اين حرف ‌ها توجهي نمي ‌كردم  ‌ولي اگر راستش را بخواهيد ته دلم كمي مي ‌ترسيدم ، به همين خاطرآن شب ، وقتي همه رفتند و سرداب كاملا خالي و خلوت شد ، شمعي را كه به همراه داشتم روشن كردم و رفتم درب سرداب را از داخل محكم بستم و پشتي‌ اش را هم انداختم ، بعدش هم آمدم و رو به قبله و كنار شمع نشستم و مشغول تلاوت قرآن و خواندن دعا شدم ، كم كم شمع آب شد و نورش شروع كرد به سوسو زدن تا اين كه خاموش شد ، تاريكي مطلق مرا احاطه كرد ، تنها نور ضعيفي ازلاي درب سرداب به داخل مي ‌خزيد ، بدنم شروع كرد به لرزيدن ، نمیدانم به خاطر سرما بود يا به خاطر ترس! سعي كردم به چيزي جز دعا و نماز فكر نكنم ، ناگاه صداي پاي كسي را شنيدم كه داشت از پله‌ هاي سرداب پايين مي ‌آمد به سمت درب سرداب سرك كشيدم ، معلوم بود كه درب همچنان بسته بود و تنها نوراندكي ازلاي درز آن به داخل مي ‌تابيد ، شبح مرد عربي را ديدم كه داشت به طرف من مي ‌آمد  مردي كه از درب بسته وارد شده بود! ترس و وحشت وجودم را گرفته بود و تا عمق همه رگها و استخوان‌هايم نفوذ كرد ، حسابي هول برم داشته بود و علاوه بر لرزش تنم ، دندان‌هايم نيز بر هم مي ‌خورد ، خود را كمي جا به جا كردم ، خواستم چيزي بگويم اما نتوانستم ، در همين لحظه ، مرد عرب لب به سخن باز گرد : سلام عليك اي سيد شهاب‌الدين.

من كه پاك گيج شده بودم با شنيدن نام خودم از زبان آن مرد عرب ، آرام گرفتم ترس و وحشت ، خانه وجودم را تخليه كرد و جاي خود را به آرامش و اطمينان داد ديگر توانستم به احترام آن مرد عرب از جا برخيزم  و جواب سلامش را بدهم .

و عليك السلام و رحمة الله  ، شما چه كسي هستيد؟!

- يكي از پسر عموهاي شما.[1]

بعد هم رفتم تو فكر:

- اين مرد ، از كجا نام مرا مي‌داند؟!

 و خودم  را قانع  ساختم  كه ، لابد مرا از قبل مي ‌شناسد ، اصلا شايد هم از دوستانم شنيده كه من مدتي است شب‌ها را در اينجا بيتوته مي ‌كنم شايد اگر نور كافي در اينجا باشد و من به خوبي بتوانم چهره‌اش را ببينم ، من هم بتوانم او را بشناسم ! اما... اما چگونه از درب بسته وارد شده است؟! من كه مطمئنم خودم درب را از داخل بسته ‌ام ، صداي باز شدن در هم كه به گوش نرسيد پس... پس چگونه اين مرد وارد سرداب شده است؟! بهتر است از خودش بپرسم: در حالي كه روي زمين مي ‌نشستم پرسيدم ، درب سرداب كه بسته بود ، پس شما از كجا وارد شديد؟

- الله علي كل شي قدير.[2]

- اهل كجا هستيد؟

- اهل حجاز.

آنگاه پيش از آن كه پرسش بعدي را مطرح كنم ، پرسيد:

- اين موقع شب براي چه به اينجا آمده‌ايد؟

- حوائجي دارم كه به خاطر آن‌ها به آقا امام زمان (عج) متوسل شده‌ام .

- ان شاء الله به جز يك حاجت ، بقيه حوائج شما بر آورده خواهد شد ، حالا كه شما در اين مسير حركت مي‌ كنيد سعي نماييد هميشه نماز را به جماعت اقامه كنيد ، فقه و حديث و تفسير را زياد مطالعه نماييد ، و صله رحم را بجا آوريد و حقوق استاتيد و معلمين را خوب رعايت كنيد ، سعي كنيد نهج البلاغه و دعاهاي صيحفه سجاديه را هم حفظ  نماييد ، من هم دو يادگار ارزشمند به تو هديه مي‌ دهم ، مقداري تربت خالص امام حسين (ع) و يك انگشتري عقيق .

بعد هم اين انگشتري را كه مي ‌بينيد به همراه چند مثقال تربت خالص امام حسين (ع‌) كه اندكي از آن هنوز موجود است به من داد ، به نظرم رسيد كه او بايد مردي بسيار محترم و از مقربان درگاه الهي باشد ، اين بود كه خواهش كردم در حقم دعا كند او هم بزرگوارانه قبول كرد .

- اين سيد را به خدمت شرع مقدس اسلام موفق فرما ، شيريني مناجات با خود را به او بچشان ، محبت او را در قلوب مردم جاي ده و او را از شر و كيد شياطين ، به خصوص از شر حسد و حسودان مصون بدار...

وقتي سيد عرب دعا مي‌ كرد ، حس كردم كه در و ديوار دارند با او همراهي نموده و آمين مي‌ گويند ، حالتي را در آن حال حس كردم كه هرگز مشابه ‌اش را تجربه نكرده بودم ، لحظه ‌اي به ذهنم خطور كرد كه نكند اين آقاي سيد عرب ، همان مطلوب و محبوب من ، امام زمان (ع) باشد كه ناگاه متوجه شدم از او خبري نيست!

نكند... نكند من همه اين‌ها را خواب ديده‌ام ؟!

چشمانم را ماليدم و تكاني به خودم دادم ، وقتي متوجه شدم كه تربت سيدالشهداء (ع) و انگشتري عقيق در دستانم هستند مطمئن شدم كه همه آن صحنه‌ ها واقعي بوده‌اند من در كنار يار بوده‌ام ، با او گفتگو كرده و از دست مباركش هدايايي دريافت نموده‌ام در حالي كه وي را نشناخته ‌ام ، حسرت تمام وجودم را فرا گرفت و اشك فراق تا سپيده ‌دمان گونه ‌هايم را نوازش داد...

اكنون كه فكر مي‌كنم ، مي ‌بينم به زودي تمام حوائجم برآورده شدند به جز يك مورد كه هنوز هم برآورده نشده است و آن « تشرف به حج » است ، شايد علت برآورده نشدن اين حاجت اين باشد كه من شرط كرده بودم « به حج مشرف شوم و در راه مكه و مدينه از دنيا بروم و در يكي از اين دو شهر دفن شوم » در حالي كه خداوند مرگ مرا در زمان و مكان ديگري مقدر فرموده است.

...........................................................................................................

[1] - يعني يكي از سادات كه از نسل پيامبر(ص) مي‌باشند.

[2] - يعني: « خدا بر هر كاري تواناست »

..........................................................................................................

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 19 مرداد1388

لينك مطلب


درباره وبلاگ

ما چه بدانیم و چه ندانیم ، چه بپذیریم و چه نپذیریم ، جزئی از کل نظام آفرینشیم ، عقل حکم میکند که با تلاش و مساعدت یکدیگر ، برای چند سوال اصلی و اساسی که در تمام انسها مشترک است پاسخ مناسبی بیابیم ، از کجا آمده ایم ؟ برای چه آمده ایم ؟ و سرانجام به کجا خواهیم رفت ؟ البته مفهوم این معانی ، این نیست که حالا تیپ عقل کلها را به خود بگیریم و خیلی خشک باهم رفتار کنیم ، اما درهمه حال باید این سوالها برایمان جدی مطرح باشد ، فقط باکمک یکدیگر ممکنه .....
تازه ترین مطالب momen222
موضوعات
آرشیو
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
مرداد 1387
تیر 1387
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


...

FreeCod Fall Hafez

......

................ نوا ... ساعت

سا

who's online who's online آمار

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان