** ولادت کریم و یوسف اهل بیت (ع) حضرت امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد **
دو داستان کوتاه از علاقه پیامبرخدا (ص) به سبط اکبر و تیزهوشی آن امام همام (ع)
** تیز هوشی امام حسن (ع) در سنین کودکی **
حضرت فاطمه زهرا (س)
همواره امام حسن (ع) را كه بيش از هفت سال نداشت به مسجد مي فرستاد تا آنچه راكه
رسول خدا (ص) درميان مسلمين مطرح مي كند به خاطربسپرد وشنيده هاي خود رابراي مادربازگوكند
، امام حسن (ع) نيز با كمال نظم و به صورتي شيوا و شيرين گفته هاي جد ش را درخانه
براي مادرش بيان مي كرد ، در آن روزها ، هرگاه اميرمؤمنان (ع) به منزل مي آمد با
كمال تعجب مي ديد كه حضرت زهرا(س) ازآيات
تازه قرآن و روايات رسول خدا (ص) آگاه است پس از او
پرسید : » اين علوم و
معارف را چگونه به دست آوردي ؟ «
حضرت زهرا (س) فرمودند :
» هر روز فرزندم حسن (ع) مرا از آيات و روايات تازه آگاه مي كند «
لذا در يكي از روز ها امير مؤمنان (ع) در منزل
مخفي شد تا سخن گفتن كودك خود راملاحظه فرمايد ، امام حسن (ع) طبق معمول وارد خانه
شد تا آن چه از پيامبراكرم (ص) درضمن سخنراني شنيده بود ، براي مادربيان نمايد ، ولي
اين بار به خلاف هميشه هنگام تكلم دچارلكنت شد و كلمات رابه زحمت ادا ميكرد
، حضرت فاطمه (س) متعجب شد وفرمود: »پسرم چرا
امروز در سخن گفتن ناتوان شده اي ؟ «
امام مجتبي (ع) فرمود:
» يااُمّاه! قَلَّ بّياني وكَلّ َلِساني ، لَعَلّ َسَيِّداًيّرْعاني «
» مادر جان! (تعجب نكن) از این رو زبانم لكنت گرفته و بيانم از فصاحت افتاده است ، چرا كه ، گويا شخص بزرگي سخنانم را مي شنود ! «
در اين حال امير مؤمنان علي (ع) از پشت پرده بيرون آمد و فرزندش را در آغوش گرفته و بوسيد . ( جان ناقابلم فدای کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) باد )
..............................................................................................
** سجده طولانی رسول خدا (ص) **
نماز جماعت عشاء به امامت رسول خدا (ص) بر پا بود ولي بر خلاف هميشه يكي از
سجده هاي نمازبيش ازمعمول به طول انجاميد ، یکی ازاصحاب گوید: من سرازسجده
برداشتم و با كمال تعجب ديدم كه حسن بن علي (ع) كه در آن هنگام كودكي خردسال بود از دوش پيامبر(ص) بالا رفته و مشغول بازي است ، دو مرتبه به سجده رفتم اما پيامبر(ص) آن قدر سجده خود را طولاني كرد تا حسن (ع) به ميل و اختيار خود از دوش رسول خدا (ص) پايين بيايد و آن گاه پيامبر(ص) بقيه نماز را اقامه نمود.
چون مسلمانان از نماز فارغ شدند به حضور پيامبر(ص) شتافتند و متعجبانه پرسيدند: » اي رسول خدا ! آن قدر سجده را طول داديد كه ما گمان كرديم وحي بر شما نازل شده و يا حادثه خاصي رخ داده است«
پيامبر گرامي (ص) فرمود:
» نه! بلكه فرزند دلبندم حسن(ع) بر دوش من سوار شده بود و من راضي نشدم كه با كنار زدنش او را برنجانم ، از اين رو سجده را اندكي طول دادم «
چند سخن گهربار از امام حسن مجتبی (ع)
1- نصیحت از سر اخلاص
« أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ»
هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد ، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند ، زیرا پناهنده به خدا ، در امان و محفوظ است و دشمن خدا ، ترسان و بی یاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.
2- شناخت هدایت
« وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى »
به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید ، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمی كنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید ، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمی كنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید ، هر گاه این را شناختید ، بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد.
( اللهم جعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد (ص)
