به نام خداوند حکیم و دادرس ، برادران و خواهران بزرگوارم ، برخی از مسلمین که اذعان مینمایند ( ما اصلا درسیایت دخالت نمیکنیم ) با برداشتی که حقیراز فرمایشات امام خمینی(ره) نموده ام ، حرف صحیحی نیست زیرا مگرامکان دارد کسی خودرا مسلمان بداند و درمسائل مربوط به حکومت اسلامی بی تفاوت باشد؟ اما همچنانکه امام خمینی فرمودند نباید به این وسیله ، حدودالهی نادیده گرفته شود ، پس از اتفاقات ناخوشایندی که گروهی درکشورامام زمان(عج) ایجاد نمودند برای تسلی دلهای محزون ، اقدام به نگاشتن داستانی کوتاه اززبان پیامبراکرم (ص) درباره وقایع آخرالزمان و ظهورحضرت مهدی (عج) نمودم ، گوارایتان باد .
فاطمه جان گريه نكن!
على بن هلال از قول پدرش مى گويد:
هنگامى كه پيامبر خدا(ص) در بستر بيمارى كه به رحلت ايشان منجر شد قرار داشت ، براى عيادت به خدمت شان شرفياب شدم ، حضرت فاطمه (س) بر بالين حضرت نشسته و مى گريست ، تا اين كه صداى گريه حضرت زهرا(س) شدّت گرفت ، پيامبر(ص) سرشان را به طرف زهرا(س) بالا برده و فرمود: عزيز دلم! فاطمه جان! چرا گريه مى كنى ؟!
حضرت زهرا(س) عرض كرد: از ضايعه اى كه بعد از شما است ، مى ترسم ،
حضرت(ص) فرمود: عزيزم! آيا نمى دانى كه خداوند كاملاً بر احوال زمين آگاه است و دريك نظر، پدرت را به رسالت مبعوث نمود و بر اساس همان آگاهى ، در نظر بعد ، شوهرت را برگزيد ، و به من وحى كرد كه تو را به نكاح او در آورم .
فاطمه جان! خداوند به ما اهل بيت هفت خصلت عطا نموده است كه به كسى قبل از ما عطا نشده ، و پس از ما نيز به كسى عطا نخواهد شد:
اوّل: آن كه من ، خاتم پيامبران و برترين ايشان و محبوب ترين مخلوق در نزد خدا هستم و پدر توأم.
دوّم: آن كه جانشين من ، بهترين جانشينان و محبوبترين ايشان نزد خدا است و او شوهر توست.
سوّم: آن كه شهيد ما ، بهترين شهدا و محبوب ترين آنها نزد خدا است ، و او حمزه عموى پدر و عموى شوهر توست.
چهارم: از ماست آن كه ، دوبال دارد و هرگاه بخواهد با آن در بهشت با ملائكه پرواز مى كند ، و او پسر عموى پدر و برادر شوهر تو است.
پنجم و ششم: دو نوه پيامبر اين امّت فرزندان تو هستند ، حسن و حسين ، كه آقاى جوانان بهشتند ، و قسم به خدا! پدرشان از هر دوى آنها نيز نيكوتر است.
هفتم: فاطمه جان! قسم به كسى كه مرا به پيامبرى بر انگيخت ، مهدى اين امت فرزند آن دو [ حسن و حسين (ع)] است ، هنگامى كه دنيا را هرج و مرج فراگيرد آشوبها پديدار گرديدند ، راهها بسته شده و گروهى ، گروهى ديگر را غارت مى كنند ، بزرگان به كودكان رحم نمى نمايند ، و كوچكترها حرمت بزرگان را رعايت نمى كنند ، در اين هنگام خداوند از نسل آن دو كسى را بر مى انگيزد كه قلعه هاى گمراهى و دل هاى قفل زده را مى گشايد و اساس دين را در آخرالزمان استوار مى كند ، چنان كه من در آخرالزمان ( دوره رسالت ) آن را استوار نمودم ، و زمين را پس از آن كه از ظلم و جور انباشته شده باشد پر از عدل و داد مى كند.
فاطمه جان! اندوهگين مباش و گريه مكن همانا خداوند عزوجل از من نسبت به تو مهربان تر و رئوف تر است ، و اين به خاطر جايگاه تو نزد من و مهر توست در قلب من ، خداوند تو را به مردى تزويج نمود كه از جهت خاندان بزرگ ترين مردم ، و از جهت بزرگوارى و مقام برترين ايشان ، و مهربان ترين آن ها نسبت به مردم ، و عادل ترين آنها در مساوات ، و بيناترين آنها در رويدادها و مسائل است و من از خدا خواسته ام كه تو اوّلين كسى باشى كه از اهل بيتم به من ملحق خواهى شد. [1]
[ آنگاه آثار سرور و شادى در چهره حضرت زهرا (عليها السلام ) نمايان شد. ]
....................................................................................................
منابع :
كشف الغمّه ، ج 3، ص 267 و 268، بحار الانوار، ج 51 ، ص 79.
