امام علي (ع) فرموده اند :
«... هشيار باشيد ، ازديدگاه من هول انگيزترين فتنهها عليه شما ، فتنة امويان است ، فتنه اي كور و تاريك »
اگر میخواهیم از این فرمایش حضرت امیرالمومنین (ع) بهره مند شویم ، لازم است با افکار وعملکرد امویان ، مختصر آشنائی حاصل نمائیم ، نگاهی اجمالی به امویان.
تاریخ مختصرامویان:
« اُمويان» و يا « بنياميه » سلسلهاي از نسل « امية بن عبد شمس» قرشي هستند كه پس از خلفاي راشدين بين سالهاي 40 تا 132 هجري قمري برابر با 660 تا 750ميلادي زمام امور مسلمانان را به دست گرفتند ، نخستين خليفه چهارده گانه اموي ، معاوية بن ابي سفيان و آخرين آنان مروان دوم بود. حكومت امويان به دست ابومسلم خراساني منقرض گرديد.
امويان و اسلام
بنا به نقل برخي از نويسندگان بدترين قبايل عرب و مبغوض ترين مردم نزد پيامبر (ص) بنياميه بودند ، ازابن مسعود نقل شده كه ميگفت: هرديني آفتي دارد و آفت دين اسلام بنياميه است و از علي (ع) نيز آوردهاند كه فرمود: هر امتي آفتي دارد و آفت امت اسلام بني اميه اند.
بنی امیه مردمانی متکبر، طبعی پست و زراندوز داشتند ، هیچ قومی به اندازه بنی امیه ، پیامبر(ص) ومسلمانان را ازهمان آغازدعوت به اسلام ، آزار و شکنجه ننموده و سرشت آنان به دلايلي چند ، اجازه نمیداد كه راه آشتي برگزينند:
اوّلا: دين اسلام ، با طمع ورزیها و برنامه هاي اقتصادي امويان سازگار نبود ، نظام اقتصادي اسلام ، احتكار، ربا ، دارايي ناروا را مردود دانسته ، و اين درحالي است كه امويان ، از اين طرق در مكه به ثروت رسيده بودند .
ثانياً: اسلام با ندای برابري ، امتيازات طبقاتي را برداشته و ملاك برتري را بر تقوا وعمل شايسته بنيان نهاده است ، چنين نگرشي با خوي جاهلي و مبتني بر تفاوت ، تمايز و تفاخر ناسازگار است ، توجه بردگان و مستضعفان شيفتة عدالت ، و امتياز ، براساس ايمان و تقوا ، بر امويان سخت گران مي آمد و وادارشان مي نمود تا با پيامبر(ص) و تازه مسلمانان ، سر ستيز در پيشگيرند.
پيش بيني فتنة امويان
اين مطلب مسلم است كه ، پيامبر اكرم (ص) به خوبي تهديدات را شناسايي وبه مسلمانان گوش زد نموده بوند ، حضرت درزمان خود ، حكم بن العاص رابا فرزندش به طائف تبعيد كرد و آن دو تا زمان خليفه اوّل و دوّم همان جا به سر بردند ، ممنوع شدن تيره اموي در تصميم گيري ها بر مسلمانان صدر اسلام به خوبي روشن بود و به دليل پيشينه اين خاندان ، آنان را درتصميم گيري ها شركت نمیدادند ، زيرا میدانستند كه اينان به ظاهر اسلام آوردند و درسختي هايي كه مسلمانان درآغاز دعوت اسلام متحمل شدند ، نه تنها سهمي نداشتند بلكه سد راه نيز بودند.
امام علي (ع) نيز با روحيهاي كه از امويان سراغ داشت ، خطر و فعاليت هاي خزندة آنان را در مبارزة با اسلام به مسلمانان گوش زد فرموده است :
«.. ألا و اءن أخوف الفتن عندي عليكم فتنة بنياُمية فاءنها فتنة عمياء مظلمة،عمت ....و قطعا جاهلية ليس فيها منار هدي و لا علم يُري» آگاه باشيد ترسناك ترين فتنهها بر شما به نظرمن فتنة بني اميه است ، فتنه اي تاريك و ظلمت زا ، سلطة آنان همه جا را فرا گيرد و بلا و سختي آن متوجه پرهيزكاران است هر كه در آن فتنه بينا باشد ، با بنياميه مخالفت كند ، بلا و سختي به او روي آورد و هر كه نابينا باشد ، مطيع آنان باشد ، ازبلا دوراست ، سوگند به خدا بعد از من بني اميه براي شما زمامداراني بد خواهند بود ، ..... ، همواره مراقب شما هستند تاكسي از شما باقي نماند مگر اين كه براي ايشان سود داشته يا ضرر نرساند و همواره مسلط اند ، طوري كه انتقام گرفتن يكي از شما از آنان مانند انتقام گرفتن برده از مولا است و زير دست از بالا دست ، فتنه و فساد ايشان ، بد منظر، ترسناك و بلسان مردم جاهليت ، توام با جنگ و غارت و چپاول و فساد ، بر شما وارد میگردند و نشاني از هدايت و رستگاري و راه يابي به حق ، در آن فتنه به چشم نمي خورد ».
در سخني ديگر ضمن معرفي ستم كاري هاي بني اميه مي فرمايد:
«...و الله لايزالون حتي لا يدعوا لله محرماً اءلا استحلوه ... باك يبكي لد نياه ؛ سوگند به خدا بني اميه همواره ستم میکنند تا اين كه هيچ حرام خدا را باقي نگذارند ، مگر آن كه آن را حلال گردانند و عهد وپيماني را كه مي بندند به جور مي شكنند ، هيچ خيمه و خانه اي وجود ندارد كه ستم كاري بني اميه در آن راه نيابد ، در حكومت آنان دو دسته ميگريند: دستهاي براي دين خود كه آن را از دست دادهاند و دستهاي براي دنياي خود كه به آن نرسيدهاند ».
حضرت همچنین میفرمایند :
«...انما هم مطايا الخطيئات و زوامل الاثام...؛ آنان ( امويان) مركبهاي عصيان ونافرماني و شتران باركش گناهند ».
«...راية ضلال قد قامت علي قطبها ... قائم علي الضلة ؛ پرچم گمراهي بر پايه ها ي خود برافراشته و طرفداران آن فراوان گشته ، شما را با پيمانة خود مي سنجند و سركوب ميكنند ، پرچم دارشان ( معاويه ) از ملت اسلام خارج و بر راه گم راهي ايستاده است ».
رفتارهاي اسلام ستيزانه امويان
معاویه پس از صلح با امام حسن (ع) درنخیله ، با مردم چنین سخن گفت :
« اي مردم كوفه! من براي اين كه شما نماز بخوانيد ، يا روزه بگيريد و يا حج خانه خدا به جاي آوريد و يا زكات بدهيد ، باشما جنگ نكردم بلكه تنها علت جنگ من با شما ، براي اين بود كه بر شما رياست كنم ، واكنون هم به آرزوي خود رسيدم ».
انديشة اموي در زير لفافه و پرده اي وارد اسلام شد ، اين انديشه ، تركيبي از اسلام وجاهليت داشت ، ظاهر مسلماناني كه در پناه اسلام زيست كنند و بر خصلت ها ي منفعت جويانه ، ستم گرانه ، ونژاد پرستانه خود باقي بمانند ، انديشه اموي با انقراض امويان پايان نيافت ، بلكه به نسل هاي پس از خود و حتي عباسيان نيز انتقال يافت و بسا در ميان مسلمانان امروز نيز وجود داشته است و به تعبير شهيد مطهري (ره) چه بسا در فكر كساني كه معاويه و يزيد را لعن ميكنند ، فكر اموي نيز وجود داشته باشد.
پس شاید برهرفرد مسلمان و دلسوز دین و مملکت لازم باشد که مسئولین کشوری و لشکری و گروهی که برای رسیدن به قدرت تلاش مینمایند را زیر نظرداشته و از سوابق و علائق ایشان آگاهی کامل حاصل نمایند ، تا مبادا نا آگاهانه زمینه ساز حکومت اندیشه ( امویان ) در کشور امام زمان (عج) شویم . یاعلی مددی
